<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://houshyarkamal.loxblog.com</title>
<link>https://houshyarkamal.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>شیوع رفتارهای پرخطر و عفونت‌های منتقله از راه جنسی در زنان مراجعه‌کننده به  مرکز ترک اعتیاد  نیلوفر</title>
<link>https://houshyarkamal.loxblog.com/شیوع-رفتارهای-پرخطر-و-عفونتهای-منتقله-از-راه-جنسی-در-زنان-مراجعهکننده-به-مرکز-ترک-اعتیاد-نیلوفر</link>
<guid>https://houshyarkamal.loxblog.com/شیوع-رفتارهای-پرخطر-و-عفونتهای-منتقله-از-راه-جنسی-در-زنان-مراجعهکننده-به-مرکز-ترک-اعتیاد-نیلوفر</guid>

<description><![CDATA[

فریبا تیموری1؛ نورالسادات كريمان2*؛ فیض&zwnj;اله منصوری3؛ منصور رضایی4

&nbsp;
چکيده
زمینه: اعتیاد به مواد مخدر یکی از مشکلات بهداشتی، درمانی و اجتماعی قرن حاضر است. رفتارهای جنسی پرخطر و استفاده از مواد مخدر از علل مستعدکننده عفونت&zwnj;های تناسلی می&zwnj;باشند. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع رفتارهای پرخطر و عفونت&zwnj;های منتقله از راه جنسی در زنان مراجعه&zwnj;کننده به مرکز ترک اعتیاد نیلوفر کرمانشاه در سال&zwnj;های 89-1388انجام شد.
روش&zwnj;ها: در این مطالعه توصیفی، 76 زن مراجعه&zwnj;کننده به مرکز ترک اعتیاد نیلوفر کرمانشاه به&zwnj;روش نمونه&zwnj;گیری در دسترس شرکت کردند. برای همه نمونه&zwnj;ها پرسشنامه&zwnj;ها تکمیل و 5 سی&zwnj;سی خون جهت تعیین ابتلا به هپاتیت B، سیفلیس و هرپس گرفته شد. ابتلا به سیفلیس با روش RPR و FTA و ابتلا به هپاتیت و هرپس به روش الایزا انجام شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم&zwnj;افزار SPSS نسخه 16 و به&zwnj;کارگیری آمار توصیفی، آزمون T، کای&zwnj;دو و آزمون دقیق فیشر استفاده شد.
یافته&zwnj;ها: میانگین سن زنان 22/35 سال بود، 3/51 درصد بی&zwnj;سواد بودند و 7/48 درصد تحت پوشش کمیته امداد قرار داشتند. استفاده از سرنگ مشترک و شریک جنسی متعدد در نمونه&zwnj;ها اصلاً وجود نداشت. در هیچ&zwnj;یک از نمونه&zwnj;ها آزمایش سیفلیس و هپاتیت B مثبت نشد اما در 1/96 درصد نمونه&zwnj;ها نتیجه آزمایش هرپس مثبت شد.
نتیجه&zwnj;گیری: در این مطالعه رفتارهای پرخطر و ابتلا به بیماری&zwnj;های منتقله جنسی، کم&zwnj;تر از حد انتظار بود. مطالعه حاضر در درمانگاه دولتی انجام شد، لذا مطالعه&zwnj;ای در جمعیت متفاوتی از زنان معتاد در بخش&zwnj;های خصوصی و زندان جهت برآورد صحیح رفتارهای پرخطر و عفونت&zwnj;های منتقله از راه جنسی در جامعه زنان معتاد ایرانی توصیه می&zwnj;گردد.
کلیدواژه&zwnj;ها: مرکز ترک اعتیاد، زنان، رفتارهای پرخطر، عفونت&zwnj;های منتقله جنسی

مقدمه
اعتیاد به مواد مخدر یکی از مشکلات بهداشتی، درمانی و اجتماعی قرن حاضر است (1). در سراسر دنیا حدود 16 میلیون مصرف&zwnj;کننده اپیوئیدهای غیرقانونی وجود دارد (2). براساس آمارهای منتشرشده، تعداد معتادان کشور ایران حداقل 000/200/1 نفر و تعداد مصرف&zwnj;کنندگان تفننی مواد مخدر، قریب به 000/800 نفر است. 4/93 درصد از مبتلایان به اعتیاد را مردان و 6/6 درصد را زنان تشکیل می&zwnj;دهند (3). به&zwnj;نظر می&zwnj;آید که در دهه گذشته، میزان شیوع مصرف&zwnj;کنندگان تزریقی به&zwnj;سرعت روبه افزایش است (4). سوء مصرف مواد، هزینه قابل&zwnj;توجهی را به جامعه تحمیل می&zwnj;کند و هر سال هزاران بیلیون دلار صرف توزیع داروها، درمان مصرف&zwnj;کنندگان و پرداختن به پیامدهای سوء مصرف مواد می&zwnj;شود (5).
زنان معتاد در مقایسه با کل جمعیت، با مشکلات بیشتری از قبیل مشکلات تکثیر و تولید تخمک، بی&zwnj;نظمی دوره قاعدگی، توقف زودهنگام قاعدگی (6)، بارداری برنامه&zwnj;ریزی&zwnj;نشده، تروما، خشونت و انتقال بیماری&zwnj;های عفونی اعم از هپاتیت و ایدز مواجه هستند (7 و 8). مطالعات نشان داده&zwnj;اند که مصرف مواد در زنان (به&zwnj;خصوص با روش تزریقی) با آسیب&zwnj;های اجتماعی مانند فرار از منزل و روسپیگری همراه است (9). انتقال بیماری&zwnj;های مقاربتی نه&zwnj;تنها از طریق تماس مستقیم با سوزن آلوده، بلکه با درگیر شدن افراد در رفتارهای جنسی پرخطر مانند رابطه جنسی حفاظت&zwnj;نشده افزایش می&zwnj;یابد (10). زنانی که مواد مصرف می&zwnj;کنند (مانند هروئین، کراک و یا کوکائین به&zwnj;صورت مصرف تزریقییا غیرتزریقی) در معرض خطر بالای ابتلا به &nbsp;HIV(Human&nbsp; Immunodeficiency Virus) و سایر عفونت&zwnj;های خونی و مقاربتی هستند. عدم تشخیص اولیه وضعیت عفونت، به&zwnj;ویژه HIV در میان زنان باعث مرگ و میر آن&zwnj;ها می&zwnj;شود (11). مصرف کراک، کوکائین و نیز داشتن روابط جنسی، سبب انتقال ایدز و سایر بیماری&zwnj;های منتقله جنسی خواهد شد. این رفتار در کسانی که به&zwnj;دلیل پول و داروهای مخدر دارای رابطه جنسی هستند بیشتر به چشم می&zwnj;خورد (12). 
زنان بالغ به&zwnj;میزان زیادی تحت تأثیر رفتارهای پرخطر هستند. بسیاری از این رفتارها مانند سیگار کشیدن، مصرف دارو و خشونت در مردان هم وجود دارد، اما اثر آن روی زنان بیشتر است، زیرا در معرض خطر بیشتری قرار دارند و این رفتارها پیامدهای خاص را روی سلامتی و بهداشت آنان به جا می&zwnj;گذارند (13).
عفونت&zwnj;های&zwnj; منتقله&zwnj;جنسی(STI= Sexually Transmitted Infections) از راه تماس جنسی منتقل می&zwnj;شوند. شیوع این بیماری&zwnj;ها در نقاط مختلف دنیا به&zwnj;طور قابل&zwnj;توجهی متفاوت و آمار روشنی در گروه معتادین وجود ندارد. عفونت تناسلی با ویروس هپاتیت، سیفلیس، هرپس تناسلی و ایدز از شایع&zwnj;ترین، پرعارضه&zwnj;ترین و خطرناک&zwnj;ترین بیماری&zwnj;های قابل انتقال از راه تماس جنسی هستند که وجود هر یک، احتمال ابتلا به دیگری را افزایش می&zwnj;دهد (14 و 15). اغلب عفونت&zwnj;های دستگاه تناسلی بدون علامت هستند (16). عدم شناسایی افراد مبتلا به&zwnj;ویژه کسانی که رفتارهای جنسی پرخطر دارند می&zwnj;تواند منجر به انتشار بیماری در جامعه و عوارض جبران&zwnj;ناپذیر شود. رفتارهای جنسی پرخطر و استفاده از مواد مخدر از علل مستعدکننده این بیماری&zwnj;ها محسوب می&zwnj;شوند (14). رفتارهای پرخطر به رفتارهایی اطلاق می&zwnj;شود که احتمال نتایج مخرب جسمی، روان&zwnj;شناختی و اجتماعی را برای فرد افزایش دهد (17).
پیشگیری و کنترل بیماری&zwnj;های&zwnj;های مقاربتی بر چند پایه استوار شده است. شناسایی و آموزش بیماران در معرض خطر ابتلا، ارزیابی، درمان، مشاوره با بیمار و شریک جنسی او و تجویز واکسن به افراد در معرض خطر ابتلا به بیماری&zwnj;های قابل پیشگیری از طریق واکسن از این اقدامات اصلی می&zwnj;باشند (14، 16 و 18).
از آن&zwnj;جا که زنان از اقشار آسیب&zwnj;پذیر جامعه بوده و به&zwnj;ویژه این امر در زنان معتاد ملموس&zwnj;تر می&zwnj;باشد و با توجه به شیوع روزافزون اعتیاد و عفونت&zwnj;های منتقله از راه جنسی در جهان و از جمله کشور ما، با علم به ایجاد عوارض اعتیاد و عفونت&zwnj;های منتقله از راه جنسی بر سلامتی انسان (به&zwnj;ویژه زنان) و این&zwnj;که تحقیق پیرامون مسأله اعتیاد از اولویت&zwnj;های بهداشتی کشور می&zwnj;باشد، پژوهش حاضر با هدف تعیین شیوع رفتارهای پرخطر و عفونت&zwnj;های منتقله از راه جنسی در زنان مراجعه&zwnj;کننده به مرکز ترک اعتیاد نیلوفر کرمانشاه در سال 89-1388 انجام&nbsp; شد. در این مطالعه، رفتارهای پرخطر شامل داشتن شرکاء جنسی متعدد، شریک جنسی جدید، داشتن شرکاء متعدد جنسی در همسر، مقاربت مقعدی، مصرف الکل، مقاربت محافظت نشده توسط کاندوم، رابطه جنسی برای به&zwnj;دست آوردن مواد یا پول، استفاده از مواد مخدر تزریقی، استفاده از سرنگ مشترک برای تزریق، سابقه تزریق خون، سابقه حبس یا زندانی و عفونت&zwnj;های دستگاه تناسلی شامل سیفیلیس، هرپس و هپاتیت B مورد بررسی قرار گرفت.
&nbsp;
مواد و روش&zwnj;ها
این پژوهش توصیفی-تحلیلی از آذرماه 1388 تا آذرماه 1389 انجام گرفت. پس از کسب مجوز از کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکیشهیدبهشتی و سایر مجوزهای لازم از معاونت امور بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کرمانشاه، پژوهشگر به مرکز ترک اعتیاد نیلوفر مراجعه کرد و بعد از معرفی خود و بیان اهداف و ماهیت پژوهش از زنان مراجعه&zwnj;کننده به مرکز، رضايت کتبی آگاهانه کسب نمود. همه زنان مراجعه&zwnj;کننده به مرکز (76 نفر) که سابقه اعتیاد به مواد مخدر را دارا بوده و در زمان مطالعه برای ترک اعتیاد به مرکز ترک اعتیاد نیلوفر مراجعه می&zwnj;نمودند به&zwnj;روش نمونه&zwnj;گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل فرم اطلاعاتی، 2 پرسشنامه پژوهشگرساخته (رفتارهای پرخطر و پرسشنامه سوء مصرف مواد)، چک&zwnj;لیست ثبت نتایج آزمایشات الایزا (ELISA)، آرپی&zwnj;آر (RPR) و اچ&zwnj;بی&zwnj;اس آنتی&zwnj;ژن(HBS Antigen) بود. آزمایش روش سرم&zwnj;های جداشده در آزمایشگاه رفرانس (مرکزی) کرمانشاه انجام شد. اعتبار پرسشنامه&zwnj;ها به روش اعتبار محتوا (Content Validity)و پايايي آن به&zwnj;روش توافق بین مشاهده&zwnj;گران (Inter rater consistency) تأمین شد. جهت تعیین اعتبار محتوی، ابتدا فرم اطلاعاتی و پرسشنامه&zwnj;ها با استفاده از کتب، مقالات و منابع معتبر، تنظیم و توسط 10 نفر از اعضاء هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه (4 نفر عضو هیأت علمی مامایی، 2 نفر متخصص زنان، 2 نفر متخصص بیماری&zwnj;های عفونی و 2 نفر متخصص پزشکی اجتماعی) مورد بررسی قرار گرفت. پیشنهادات ارایه&zwnj;شده در این مرحله برای ویرایش پرسشنامه&zwnj;ها مجدداً مورد کارشناسی قرار گرفت و در فرم&zwnj;ها اعمال گردید. جهت تعیین پایایی، فرم اطلاعاتی و پرسشنامه&zwnj;ها همزمان توسط دو کارشناس ارشد مامایی برای 10 نمونه پژوهش تکمیل و نتایج با محاسبه ضریب همبستگی تأیید گردید.
فرم اطلاعاتی در 2 بخش اطلاعات جمعیت&zwnj;شناختی و مامایی تنظیم شده بود. بخش اول پرسشنامه، اطلاعات جمعیت شناختی شامل 8 سؤال مربوط به سن، تحصیلات، شغل، منبع درآمد، وضعیت مسکن، وضعیت تأهل و بخش دوم، اطلاعات باروری شامل 5 سؤال مربوط تعداد بارداری، تعداد سقط، تعداد زایمان، تعداد فرزند و روش پیشگیری از بارداری بود. پرسشنامه سوء مصرف دارای 12 سؤال شامل 4 سؤال درباره آخرین ماده/مواد مصرفی و مدت مصرف آن/آن&zwnj;ها، 4 سؤال ماده/مواد مصرفی پیشین و مدت مصرف آن/آن&zwnj;ها، سن در هنگام اولین مصرف، 2 سؤال روش مصرف و دفعات اقدام برای ترک بود. پرسشنامه رفتارهای پرخطر مشتمل بر 11&nbsp; سؤال شامل داشتن شرکاء جنسی متعدد، شریک جنسی جدید، داشتن شرکاء متعدد جنسی در همسر، مقاربت مقعدی، مصرف الکل، مقاربت محافظت&zwnj;نشده توسط کاندوم، رابطه جنسی برای به&zwnj;دست آوردن مواد یا پول، استفاده از مواد مخدر تزریقی، استفاده از سرنگ مشترک برای تزریق، سابقه تزریق خون و سابقه حبس یا زندانی بود.
از هر نمونه، 5 سی&zwnj;سی خون لخته تهیه و توسط سانتریفوژ یخچال&zwnj;دار، جداسازی سرم انجام گرفت. سرم&zwnj;های جداشده با رعایت زنجیره سرد به محل انجام آزمایشات ارسال گردید و تا زمان انجام آزمایشات در فریزر با دمای 80- درجه سانتی&zwnj;گراد نگه&zwnj;داری شد. برای هر فرد، میزانی به&zwnj;عنوان ذخیره جهت آزمایشات تکمیلی یا تکرار مجدد در فریزر 80&ndash; درجه نگه&zwnj;داری شد. ابتلا به سیفلیس با روش RPR و FTA و ابتلا به هپاتیت و هرپس به روش الایزا بررسی شد.
برای آزمایش آرپی&zwnj;آر از کیت امگا (Omega) ساخت کشور اسکاتلند استفاده شد. در صورت بروز آگلوتیناسیون، نتیجه آزمایش مثبت در نظر گرفته شد و موارد مثبت با آزمایش تأییدی اف&zwnj;تی&zwnj;آ (FTA) مورد بررسی قرار گرفت. در صورت مثبت شدن نتیجه این آزمایش&zwnj;تکمیلی، فرد به&zwnj;عنوان مبتلا به سیفلیس تلقی&zwnj;گردید.
جهت اعتبار آزمایش اچ&zwnj;بی&zwnj;اس آنتی&zwnj;ژن از کیت نوع اچ&zwnj;بی&zwnj;اس آنتی&zwnj;ژن شرکت دیالب (Dia Lab)ساخت کشور استرالیا و دستگاه الایزا کارخانه ری&zwnj;تو (Ray to) مدل RT3100&nbsp; ساخت کشور چین استفاده شد. نمونه&zwnj;هایی که میزان اچ&zwnj;بی&zwnj;اس آنتی&zwnj;ژن آن&zwnj;ها ng/ml9/0-0 بود منفی و بالاتر از ng/ml1 مثبت تلقی گردید.
جهت آزمایش تشخیصی هرپس از کیت الایزای Euroimmun، HSV تیپ 1 و 2 ساخت کشور امریکا استفاده&zwnj;شد. مقادیر آنتی&zwnj;بادی Ru/ml16&pound; منفی، Ru/ml&pound;22 مثبت و مقادیر Ru/ml22-16 (براساس cut off شرکت سازنده) مشکوک و مجدداً تکرار گردید.
جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم&zwnj;افزار SPSS نسخه 16 استفاده شد و آنالیز آماری با استفاده از آمار توصیفی (جدول توزیع فراوانی مطلق، نسبی و درصد، محاسبه میانگین و انحراف معیار) انجام گرفت. برای مقایسه متغیرهای کمی مثل سن در بین متغیرهای دوحالتی مانند هرپس از آزمون لون برای تساوی واریانس&zwnj;ها و آزمون T &nbsp;مستقل برای مقایسه میانگین&zwnj;ها استفاده شد. برای تعیین رابطه متغیرهای کیفی با نتیجه هرپس از آزمون دقیق فیشر استفاده شد.
یافته&zwnj;ها
میانگین سن 76 زن شرکت&zwnj;کننده در تحقیق 99/0&plusmn;22/35 سال بود. 33 نفر (5/43%) در گروه سنی 39-30 سال قرار داشتند. حداقل سن در این مطالعه 20 سال و حداکثر 54 سال بود (جدول 1).&nbsp;
36 نفر (4/47%) در گروه سنی 31-22 سال و 1 نفر (3/1%) در گروه سنی 51-42 سال برای اولین&zwnj;بار مصرف مواد را شروع کرده بودند (نمودار 1).
میانگین تعداد بارداری در زنان مورد بررسی 68/2 (26/0)، و میانگین سقط در آن&zwnj;ها 51/0 (15/0) بود. میانگین تعداد فررزندان 95/1 (19/0) و بیشتر آنان از هیچ روشی برای پیشگیری از بارداری استفاده نمی&zwnj;کردند (85/29%). اکثر نمونه&zwnj;های پژوهش شامل 32 نفر (1/42%) هیچ&zwnj;گونه سابقه حبس، تزریق خون و خالکوبی را نداشتند و 1 نفر (3/1%) سابقه زندان را داشت. اکثر نمونه&zwnj;های پژوهش(56 نفر، 7/73%) به بیماری مقاربتی در شش ماه گذشته مبتلا نبوده&zwnj;اند و 18 نفر (7/23%) به بیماری&nbsp; مقاربتی در شش&zwnj;ماه گذشته مبتلا بودند و 2 نفر (6/2%) از ابتلا به بیماری مقاربتی اطلاع نداشتند. اکثر نمونه&zwnj;های پژوهش شامل 40 نفر (7/52%)، تنها از تریاک استفاده می&zwnj;کردند و 1 نفر&nbsp; (3/1%) هم&zwnj;زمان حشیش، تریاک، شیشه و کراک مصرف می&zwnj;کرد (نمودار 2).
&nbsp;
جدول 1- مشخصات جمعیت&zwnj;شناختی اکثر زنان مراجعه&zwnj;کننده به مرکز ترک اعتیاد نیلوفر کرمانشاه در سال 89-1388





مشخصه


بیشترین فراوانی (%)




ملیت&nbsp; (ایرانی)


76 نفر(100)




قومیت (کرد)


64 نفر (2/84)




تحصیلات (دبستان و کم&zwnj;تر)


39 نفر (3/51)




منبع درآمد (تحت پوشش کمیته)


37 نفر (7/48)




وضعیت محل سکونت (استیجاری


34 نفر (7/44)




وضعیت کسانی که با هم زندگی می&zwnj;کنند (باهمسر و فرزندان)


34 نفر (7/44)




وضعیت تأهل (متأهل)


45 نفر (2/59)




سن (39-30 سال)


33 نفر (5/43)





&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
نمودار 1- توزیع درصد فراوانی گروه سنی زمان اولین مصرف مواد مخدر زنان مراجعه&zwnj;کننده به مرکز ترک اعتیاد نیلوفر کرمانشاه، سال 89 &ndash; 1388
روش معمول مصرف مواد مخدر 66 نفر (9/86%) غیرتزریقی و 10 نفر (1/13%) تزریقی بود. 69 نفر (8/90%) هرگز دوباره از سرنگ تزریقی خودشان استفاده نمی&zwnj;کردند و 73 نفر (1/96%) هرگز از سرنگ تزریقی دیگران استفاده نمی&zwnj;کردند. 34 نفر (7/44%) هرگز از کاندوم استفاه نکرده و 12 نفر (8/15%) مقاربت مقعدی داشتند. تنها شریک جنسی در همه نمونه&zwnj;ها همسرشان بود و به گفته خودشان همسرشان نیز شریک جنسی دیگری نداشت. نتایج بررسی&zwnj;های آزمایشگاهی جهت تعیین ابتلا به بیماری&zwnj;های مقاربتی نشان داد 76 نفر (100%) از نظر هپاتیت B و سیفلیس، منفی، 73 نفر (1/96%) از نظر هرپس تیپ 1 و 2، مثبت و 3 نفر (9/3%) از نظر هرپس منفی بودند (جدول 2). آزمون دقیق فیشر نشان داد بین هیچ&zwnj;یک از متغیرهای مذکور و ابتلا به هرپس، ارتباط آماری معنادار وجود ندارد (05/0P&gt;).

&nbsp;

نمودار 2- توزیع درصد فراوانی ماده اعتیادآور اصلی زنان مراجعه&zwnj;کننده به مرکز ترک اعتیاد نیلوفر کرمانشاه، سال 89 &ndash; 1388
&nbsp;
جدول 2- ارتباط رفتارهای پرخطر با ابتلا به هرپس در زنان مراجعه&zwnj;کننده به مرکز ترک اعتیاد نیلوفر کرمانشاه 89-1388





فاکتورها


کل


نتیجه آزمایش هرپس


P value
(آزمون فیشر)




مثبت
(درصد)تعداد


منفی
(درصد)تعداد




استفاده از مواد مخدر تزریقی


10


)90 ) 9


(10) 1


35/0




استفاده دوباره از سرنگ تزریقی


7


( 7/85) 6


(3/14)1


25/0




رابطه جنسی از طریق مقعد


12


(100) 12


0


59/0




استفاده از کاندوم در رابطه جنسی


42


( 6/97) 41


(4/2 ) 1


58/0




داشتن رفتار های پرخطر غیر جنسی


44


(5/95) 42


(5/4 ) 2


62/0






&nbsp;

بحث
مطالعه حاضر نشان داد هیچ&zwnj;یک از زنان مورد بررسی مبتلاء به سیفلیس نبودند، درحالی&zwnj;که در مطالعه میکائیل و همکاران (2005)، 9/12 درصد و در مطالعه نونس و همکاران (2007)، 5/5 درصد افراد مورد مطالعه، مبتلاء به سیفلیس بودند. شاید علت تفاوت، این باشد که هیچ&zwnj;یک از نمونه&zwnj;ها در مطالعه حاضر، شرکاء جنسی متعدد نداشته و تنها شریک جنسی آن&zwnj;ها همسرشان بود. در مطالعه ما 6/81 درصد نمونه&zwnj;ها فقط یک&zwnj;بار ازدواج کرده بودند، درحالی&zwnj;که در دو مطالعه مذکور، نمونه&zwnj;ها دارای شرکاء جنسی متعدد بودند به&zwnj;نحوی که در مطالعه نونس، تعداد شرکای جنسی در طول زندگی از 100-1 نفر و میانگین 9/10 نفر به دست آمد (19 و 20).
نتیجه ابتلا به هپاتیت در جمعیت مورد مطالعه منفی شد، درحالی&zwnj;که در مطالعه رحیمی&zwnj;موقر و همکاران (&zwnj;2008) 7/50 درصد، در مطالعه نونس 1 نفر و مطالعه میکائیل 1/3 درصد مبتلا به هپاتیت بودند. در مطالعه ایمانی و همکاران (1383) این میزان 2/6 درصد بود. شاید دلیل تفاوت موجود این باشد که در مطالعه حاضر، بیشترین روش مورد استفاده، روش استنشاقی(غیرتزریقی) بود و 1/13 درصد از روش&zwnj;های تزریقی استفاده می&zwnj;کردند، در عین حال اکثر قریب به اتفاق آن&zwnj;ها (1/96%) از سرنگ مشترک استفاده نمی&zwnj;کردند و بیشتر آن&zwnj;ها برای هر بار تزریق از سرنگ جدید استفاده می&zwnj;نمودند. درحالی&zwnj;که در مطالعه رحیمی&zwnj;موقر و ایمانی، صددرصد نمونه&zwnj;های پژوهش از روش&zwnj;های تزریقی استفاده می&zwnj;کردند و ارتباط قوی بین استفاده از سرنگ مشترک و ابتلا به هپاتیت B در مطالعه آن&zwnj;ها گزارش شد (4 و 21-19). در عین&zwnj;حال با توجه به میانگین سنی زنان مورد بررسی، اکثر این افراد در برنامه واکسیناسیون هپاتیت قرار داشته و این علت نیز می&zwnj;تواند توجیه&zwnj;کننده میزان پایین شیوع هپاتیت ب در جمعیت مورد بررسی مطالعه حاضر باشد.
نتیجه ابتلا به هرپس در جمعیت مورد مطالعه، 1/96 
درصد مثبت بود. در مطالعه نونس، 7/8 درصد نمونه&zwnj;ها مبتلا به هرپس ژنیتال بودند و 58 درصد زنان از کاندوم برای رابطه جنسی استفاده نمی&zwnj;کردند و تعداد شرکای جنسی متعدد داشتند. شاید علت تفاوت&zwnj;های مذکور این باشد که در مطالعه حاضر هر دو نوع هرپس تیپ I و II با هم اندازه&zwnj;گیری شد و بین نتیجه ابتلا به هرپس و نوع مواد مصرفی، تزریق ماده مصرفی، استفاده دوباره از سرنگ، رابطه جنسی از طریق مقعد، استفاده از کاندوم و رفتارهای پرخطر غیرجنسی (سابقه حبس، خالکوبی، دندانپزشکی، جراحی و سوراخ کردن گوش) ارتباط آماری معناداری وجود نداشت (20).
در مطالعه پورمند و همکاران (1383)، میزان آلودگی به عفونت HSV1 در زنان حامله کرمانشاهی 4/55 درصد بود. عوامل اجتماعی و اقتصادی تاحدودی بر شدت عفونت تأثیر داشته و تراکم جمعیت در یک منطقه هم مستقیماً بر شیوع بیماری اثر می&zwnj;گذارد (22).
شاید یکی از علل مهم بالا بودن شیوع هرپس&zwnj; سیمپلکس در افراد مورد بررسی این باشد که مطالعه در یک مرکز ترک اعتیاد صورت گرفته است.
از محدودیت&zwnj;های این پژوهش، عدم بررسی ابتلا به ایدز در این بیماران بود که علی&zwnj;رغم تهیه مقدمات مربوطه، امکان بررسی آن برای گروه تحقیق میسر نشد. 
&nbsp;
نتیجه&zwnj;گیری
در این مطالعه، رفتارهای پرخطر و ابتلا به بیماری&zwnj;های سیفیلیس و هپاتیت، کم&zwnj;تر از حد انتظار بود.&nbsp;با توجه به آن&zwnj;که مطالعه در درمانگاه دولتی انجام شده است، مطالعات آینده در جمعیت متفاوتی از زنان معتاد مراجعه&zwnj;کننده به بخش&zwnj;های خصوصی و زندان توصیه می&zwnj;شود تا با توجه به نتایج بتوان در مورد شیوع رفتارهای پرخطر و عفونت&zwnj;های منتقله از راه جنسی در جامعه زنان معتاد ایرانی، اظهارنظر مطمئن&zwnj;تری کرد. 
تشکر و قدردانی
از کلیه زنان مراجعه&zwnj;کننده به مرکز ترک اعتیاد نیلوفر که با این پژوهش همکاری نمودند و نیز از مسئولین این مرکز تشکر و قدردانی می&zwnj;گردد. همچنین از معاونت امور بهداشتی و خدمات بهداشتی درمانی کرمانشاه به&zwnj;خاطر مساعدت در انجام پژوهش، صمیمانه سپاسگزاری می&zwnj;شود. از گروه آموزش و پژوهش واحد بين&zwnj;الملل دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني شهيد بهشتي و اساتيد محترم و مدير محترم گروه مامايي دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي به&zwnj;خاطر تشخيص ضرورت انجام اين پایان&zwnj;نامه سپاسگزاريم.

&nbsp;
&nbsp;
References
1. Vazirian M, Bulhari G. [Prevention and treatment Guideline of drugs abasement (Persian)]. 1st ed. Tehran; Salman Publications 2005; 48-50.
2. Dark D. Mortality among illicit drug users. 1st ed. London: Cambridge university&nbsp; 2007;63-70.
3. Soleimani SSh. [The secretariat committee of drugs combat (Persian)]. 1st ed. Tehran: 2008;44-5.
4. Rahimi-Movaghar A, Razaghi EM, Sahimi-Izadian E, Amin-Esmaeili M. HIV, hepatitis C virus, and hepatitis B virus co-infections among injecting drug users in Tehran, Iran. Int J Infect Dis 2010;14(1):e28-33.
5. VanDeMark NR. Policy on reintegration of women with histories of substance abuse: a mixed methods study of predictors of relapse and facilitators of recovery. Subst Abuse Treat Prev Policy 2007;2:28.
6. Safari F. [Women addiction: Sexual differences about drugs abasements and its treatment (Persian)]. 1st ed. Tehran: Ayeneye&nbsp; Ketab Publication 2004;25-9.
7. Cox S, Johnson CH, Meikle S, Jamieson DJ, Posner SF. Trends in rates of hospitalization with a diagnosis of substance abuse among reproductive-age women, 1998 to 2003. Womens Health Issues 2007;17(2):75-83.
8. Clementi LH. Addiction and substance misuse. Medicine publishing (an inprint Elsevier) 2008; 36(8); 422-9.
9. Rahimi Movaghare AF. [The review on addiction situation and methods of drugs usage among the countries women (Persian)]. Social welfare Quarterly&nbsp; 2004; 12(3): 204-226.
10. Gonz&aacute;lez-Guarda RM, Peragallo N, Urrutia MT, Vasquez EP, Mitrani VB. HIV risks, substance abuse, and intimate partner violence among Hispanic women and their intimate partners. J Assoc Nurses AIDS Care 2008;19(4):252-66.
11. Miller M, Neaigus A. Networks, resources and risk among women who use drugs. Soc Sci Med 2001;52(6):967-78.
12. Jemmott LS, Brown EJ. Reducing HIV sexual risk among African American women who use drugs: hearing their voices. J Assoc Nurses AIDS Care 2003;14(1):19-26.
13. A.Sarigiani PA, Rayan LE, C.Petersen AN. Pervention of high risk behaviors in adolescent women. Journal of Adolescent Health.1999; 25: 103 &ndash; 119.
14. Legato MJ. Principles of gender-speccific medicine 2th ed 2010, USA Academic press ELSEVIER.528.
15.&nbsp; Maleki M,&nbsp; Javidi Z , Mashayekhi V , Tayebi meibodi N , Nahidi Y, Esmaeili H,&nbsp; et al.&nbsp; [ HIV and syphilis serologic survey on clinical vart&nbsp; annal genital patients (Persian)]. Medical JournalofMashadUniversityof MedicalSciences 2004; 51(100): 87-94.
16. Berek JS. Berek &amp; Novaks Gynecology. 14th ed. Philadelphia USA: Lippincott &amp; Wilkins 2007; 345-6, 415-8, 554-5.
17. Mohammadi M, Rahnejat M, Parsa N, Ghorbani M, Mirzaee A, Nemati F &amp; etal. Drug abuse origins and interventions. 1st ed. Tehran: Tehran Research center publication, Studies and training center for combating drugs. 257-95.
18. Ryan KJ, Berkowitz RS, Barbieri RL, Dunaif AE. Kistner&rsquo;s gynecology &amp; women's health. 7th ed. Philadelphia: Mosby Publications&nbsp; 1999; 264-67, 466
19. Carey MP, Ravi V, Chandra PS, Desai A, Neal DJ. Screening for sexually transmitted infections at a DeAddictions service in south India. Drug Alcohol Depend 2006;82(2):127-34.
20. Nunes CL, Andrade T, Galv&atilde;o-Castro B, Bastos FI, Reingold A. Assessing risk behaviors and prevalence of sexually transmitted and blood-borne infections among female crack cocaine users inSalvador--Bahia, Brazil. Braz J Infect Dis 2007;11(6):561-6.
21. Imani R,&nbsp; Karimi&nbsp; A, Kasaeian N. [ Assessing relationship between behavioral factors and the prevalence of serum&nbsp; hepatitis B, hepatitis C and HIV among injecting drug users referred&nbsp; to centers of abstinences of substances in Shahrekord, Iran (Persian)]. Journal of Shahrekord University of Medical Sciences (JSKUMS)2004; 8(1): 58-62.
22. Pourmand D, Janbakhsh&nbsp; A. [ of seroepidemiology&nbsp; herpes simplex virus type-I in pregnant women referred to health centers, Kermanshah (Persian)]. Behbood Journal 2004; 14(1): 96-9.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:50 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بررسي و مقايسه ميزان هیجان خواهی در دختران و پسران معلول حرکتی و نابینا در گروه سنی 18-15 سال</title>
<link>https://houshyarkamal.loxblog.com/بررسي-و-مقايسه-ميزان-هیجان-خواهی-در-دختران-و-پسران-معلول-حرکتی-و-نابینا-در-گروه-سنی-18-15-سال</link>
<guid>https://houshyarkamal.loxblog.com/بررسي-و-مقايسه-ميزان-هیجان-خواهی-در-دختران-و-پسران-معلول-حرکتی-و-نابینا-در-گروه-سنی-18-15-سال</guid>

<description><![CDATA[
به جرأت می توان گفت که هیجانات لذت بخش یا مثبت در زندگی انسان به طور کلی درست به همان اندازه مهم و متنوع هستند که هیجانات ناگوار یا منفی، مگر آن که برداشتی بسیار بدبینانه از زندگی داشته باشیم.
در اجتماع ها گرو وسیعی از کودکان و بزرگسالان هستند که به گونه ای خاص از جنبه های فکری، حسبی، عاطفی، هیجانات و یا ویژگیهای رفتاری با دیگر همسالان خود تفاوت دارند. این افراد به کمک ویژه ای نیاز دارند تا استعداد های نهائی خود را به شکلی مطلوب شکوفا سازند.
تشخیص نیازهای ویژه این کودکان و بزرگسالان از جانب مربیان و افراد عادی به یک رشته طرح و برنامه ریزی ویژه منتهی می شود، که از جهات مختلف کمک موثری به این گروه است.
برای معرفی نوجوانانی که خصوصیاتشان مانع می شود با بهره گیری از امکانات آموزشی معمول مداریش به صورت طبیعی رشد کنند واژه های متعددی استفاده شده است. ولی واژه ای که امروزه بیش از حد مورد استفاده قرار می گیرد واژه معلول و یا (handrcapped) می باشد و البته عده زیادی از متخصصان بر این عقیده هستند که واژه معیوب impaired و ناتوان disabled است که به افرادی اطلاق می شود که دارای نقص عضو هستند لذا کاربرد واژه معلول چندان صحیح نیست.[1]
در عین حال اگر بتوان گفت كه هيجان&zwnj;ها در سگ&zwnj;ها، گربه&zwnj;ها و ساير موجودات زنده و نيز انسان&zwnj;ها قابل تشخيص است بايد دانست كه در قشر معلول جامعه نيز عامل وجود دارد و همين احساسات هيجاني است كه سبب ايجاد برخي رفتارها در آنها مي شود و ما نمي&zwnj;توانيم بر روي يك ردة تكاملي خطي كشيده و نتيجه گيري كنيم، كه از آن رده به بعد ديگر هيجاني وجود نخواهد داشت.
بدون شك تأثير هيجانها است و نوجوان در اين سن باشد هيجان و تكامل احساس و رشد عقل مواجهه است و بيشتر تابع هيجان است تا عقل سليم.
سپس از مطالعة احساسات اين قشر از افراد اجتماع كه فرداي جامعه را مي&zwnj;سازند و شناخت و درك معضلاتي كه از راه طغيان هيجانات آنها ايجاد مي&zwnj;شود و امكان اينكه گاهي در افراد معلول نمود بيشتري داشته باشد، زياد مي&zwnj;باشد، لذا تصميم به بررسي موردي در رابطه با اين مسئله گرفتم و احساسات هيجانات را در آنها مورد بررسي قرار دادم. چرا كه هيجانات نيز مانند ساير انگيزه&zwnj;ها تابع اصل يادگيري بوده و ظهور آنها در جوامع مختلف و سنين مختلف متفاوت مي&zwnj;باشد.
&nbsp;
ضرورت تحقيق : 
مانند تمام افراد عادي يك فرد معلول (حركتي و حسي (نابينا)) نيز خواستار اين است كه باوي همچون ساير افراد رفتار شود. تعداد زيادي از افراد نابينا و معلول نمي&zwnj;خواهند مورد ترحم قرار بگيريد و در عين حال مي&zwnj;خواهد ديگران آنها را درك كنند.
بيشترين نيازهاي سازگاري افراد معلول (حسي و حركتي) به سلامت عاطفي ايشان مربوط مي&zwnj;شود و به دليل نارساييهاي حركتي و مشكلات ارتباطي و در بيشتر موارد ظاهر ناخوشايند، آنان اغلب از اجتماع طرد مي&zwnj;شوند يا نسبت به آنان دلسوزي بيش از اندازه&zwnj;اي ابراز مي&zwnj;شود، پذيرشي را كه تمام افراد در جستوي آنند، غالباً از آنان دريغ مي&zwnj;شود والدين و بستگان بيشتر اين افراد آنها را طرد مي&zwnj;كنند و از مسبوب بودن خود به آنان شرم دارند. (اين موضوع امروزه چندان صحت ندارد) آنان بدون آنكه براي پذيرفته شدن جو مناسبي در اختيار داشته باشند، براي رسيدن به خود فهمي و در پي آن دستيابي به حس شايستگي و خرسندي، با مشكلات بسياري روبرو خواهند بود. در مقابل، ناكامي شديد، كه احتمالاً با ترس زياد همراه است، در آنان امري عادي است.
كودكان كه دچار آسيب ديدگي بينايي شده&zwnj;اند، در مقايسه با سايركودكان داراي نيازهاي مشابهي هستند. اما درحقيقت آنان قادر نيستند به طور طبيعي ببينند، در موارد متعددي فعاليتهاي آنان را در بازيها تا ؟ محدود مي&zwnj;كند كه رشد جسمي آنان در كودكي در حد قابل ملاحظه&zwnj;اي كند مي&zwnj;شود. چون اشتياق فرد نابينا به حركت و بازي به سردي مي&zwnj;گرايد، وي غالباً به برخي رفتارها كه ؟ناگري خوانده مي&zwnj;شود، رو مي&zwnj;آورد، اين رفتارها عبارتند از آن حركتهاي بدني كه تصور مي&zwnj;شود فرد نابينا مي&zwnj;خواهد با انجام آنها بدون جا به جا شدن در فضا نياز خود را به حركت عضلاني برآورد. عقب و جلو شدن، ؟ سرو ... و از طرف ديگر اينكه نابينايي كه در سازگاري با محيط اطراف خود موفق نبوده&zwnj;اند، به طور دايم دچار اوهام و خيال پردازي مي&zwnj;شوند.
به طور كلي يك معلول گاهي چنان احساس اضطراب و ترس از ناتواني جسمي و تأثيرهاي آن برآيندة شخص مي&zwnj;كند كه دچار دلواپسي و ترسهايي مي&zwnj;شود. معمولاً حالت سه خوردگي در اكثر آنها ديده مي&zwnj;شود و حس امنيت و اعتماد به نفس آنان مورد تهديد قرار مي&zwnj;گيرد. گاهي احساس گناه به معلول دست مي&zwnj;دهد و تصور مي&zwnj;كند با بلايي كه به آن دچار شده است كيفر گناهانش را مي&zwnj;بيند. از يكي از مشكل ترين كمكهايي كه مي&zwnj;شود به اين گونه افرد ؟ ناهنجاريهاي روحي آنان است.
اگر افراد اجتماع از آنها انتظار داشته باشند كه از چندي ؟ كه باعث خوشحالي آنان مي&zwnj;گردد و يا خبري آنها را خشمگين نسازد، زماني افراد عادي را خشمگين نمي&zwnj;كند، كاملاً مشخص است كه هنوز يك معلول را درك نكرده&zwnj;اند.


[1]- &nbsp;کتاب تربیت بدنی و بازپروری دکترها لیس اف فیت ص 21

]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:50 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شبکه هاي حمايت اجتماعي از سالخوردگان</title>
<link>https://houshyarkamal.loxblog.com/شبکه-هاي-حمايت-اجتماعي-از-سالخوردگان</link>
<guid>https://houshyarkamal.loxblog.com/شبکه-هاي-حمايت-اجتماعي-از-سالخوردگان</guid>

<description><![CDATA[
اصطلاح&nbsp; شبکه هاي حمايت اجتماعي توسط ونگر (1984) براي توصيف ساختار و کارکردهاي حمايتي شبکه هاي اقوام و دوستان يک سالمند بکار رفت. مدارک قابل توجهي در خصوص حمايت خانواده و دوستان از افراد سالخورده به خصوص در دوران بيماري و ناتواني وجود دارد. خانواده هايي که از انسجام بيشتري برخوردارند تلاش مي کنند تا کيفيت زندگي اعضاء خود را افزايش دهند.
اما اين تلاش ممکن است در تمام خانواده ها وجود نداشته باشد و چنين انسجامي اغلب انتظارات فرهنگي و خانوادگي عميق تري را نسبت به اولويت هاي فردي ايجاد مي کند. در مقايسه افرادي که به نامنظم با افراد سلمند خود ارتباط دارند ممکن است در زمان هاي بحراني با انها تماس منظمي برقرار کنند و به صورت طولاني مدت از اقوام پيرشان که سلامتي آنها رو به وخامت است مراقبت کنند.به هر حال همان طور که ونگر به روشني نشان داد&nbsp; هر شخصي که از حمايت اجتماعي برخوردار است نمي تواند از فردي که وابستگي رواني و فيزيکي دارد مراقبت کند. تنوع شبکه هاي اجتماعي سالمند مرهون دو عامل است : 1- ميزان دسترسي به خانواده دوستان همسايه ها و اقوام 2- ميزان تعاملي که سالمند با افراد و اعضاء شبکه هاي اجتماعي اش دارد. انواع مختلف شبکه هاي اجتماعي توانايي هاي متفاوتي در ارائه حمايت هاي اجتماعي دارند. دامنه توانايي هاي اين شبکه ها از سطوح پايين حمايتي تا سطوح بسيار بالا است. اين گوناگوني در شبکه هاي کمک رساني اجتماعي تاثير مهمي در کيفيت زندگي افراد علي الخصوص در مواقع بيماري يا ناتواني دارد.
وضعيت سلامت در دوره پاياني زندگي
رابطه بين کيفيت زندگي و مخصوصا رضايت از زندگي با وضعت سلامت به خوبي به اثبات رسيده است (اوکان و ديگران 1984 زائوترا و همپل 1984 کندي و ديگران 1991).عموما فقر سلامت با کيفيت پايين زندگي همراه است .به نظر مي رسد که اين ارتباط قوي تر از دلايلي باشد که مدارک اپيدميولوژيک در مورد سلامت و بيماري افراد ارائه مي کنند. يکي از ذهنيات منفي که همواره در مورد دوره سالمندي وجود داشته بيماري و ناتواني سالمندان است. يماري در اين دوره منابعي از درد و رنج را براي سالمند به ارمغان مي آورد و باعث کاهش و از دست دادن بسياري از خصوصيات از جمله استقلالا اعتماد به نفس تحرک تعامل و مشارکت اجتماعي آنان مي شود.گرچه بيماري و ناتواني با افزايش سن پيشرفت مي کند اما سالمنداني هم وجود دارند که بيماري و ناتواني را در دوران بازنشستگي خود تجربه نمي کنند.
يکي از معيارهاي توسعه سلامت سالمندان افزايش اميد به زندگي آنهاست. گرچه اطلاعات اخير نشان مي دهد که افزايش اميد به زندگي کاهش بيماري و ناتواني سالمندان را در پي ندارد (کميته تحقيقات پزشکي 1994).اما بر مبناي يک نظريه خوش بينانه ابتلاء و ناخوشي تنها محدود به ماه هاي آخر زندگي مي شود. به طور مشابهي نظريه "منحني بقاي مستطيلي"(فريز و کراپو 1981) بيان مي کند که حداکثر عمر انسان 115 سال است که احتمال افزايش اين سن در آينده نزديک بعيد خواهد بود. پيشرفت هاي پزشکي و تو سعه رفاه ناتواني هاي سالمندي را به تاخير مي اندازد (ضلع بزرگ مستطيل) بنابراين قسمت عمده بيماري ها در دوره نسبتا کوتاه اواخر زندگي روي مي دهد (ضلع کوچک مستطيل)بنابراين منحني بقاي انسان به شکل تقريبي يک مستطيل رسم مي شود.
پيري موفق و کيفيت زندگي
اميد به زندگي فعال يا تعداد سال هايي که يک فرد انتظار دارد توانايي انجام فعاليت هاي پايه زندگي روزانه (ADLS)بدون رخداد بيماري عمده يا ناتواني را داشته باشد به عنوان يک شاخص کليدي سلامت جسمي عاطفي و عملکردي و به طور خلاصه کيفيت زندگي در طي پيري پذيرفته شده است.پيشگو کننده هاي پيري موفق شامل سلامت ذهني و جسمي کفايت اجتماعي و عملکردي کنترل شخصي و رضايتمندي زندگي هستند و به اثرات متقابل بين ژنتيک و محيط اجتماعي و فردي رفتارهاي سبک زندگي نگرش ها انطباق پذيري حمايت هاي اجتماعي و مشخصه هاي شخصيتي معين وابسته است. يک همبستگي بين کيفيت خواب بقا و پيري موفق وجود دارد. به خوبي مشخص شده است که افراد پير که به طور منظم ورزش مي کنند الگوهاي خواب بهتري دارند .گروهي پير شدن موفق را به معناي دوري جستن از مشکلات تغييرات يا کمبودهاي ناشي از کهولت مي دانند اما علي رغم تعريف فوق پير شدن همراه با موفقيت به معناي تلاش مستمر براي بيشتر به دست آوردن و کمتر از دست دادن است. مقادير قابل توجهي از نيروهاي پنهان افراد با ورود به مرحله سالمندي مورد استفاده&nbsp; قرار نمي گيرد که در صورت احياي مجدد اين قسم توانايي ها فرد مسن خواهد توانست با انجام تحرک فيزيکي بيشتر ميزان رضايت خويش را از زندگي&nbsp; بالا ببرد.&nbsp;&nbsp; لذا با طرح برنامه ريزي مناسب براي اين قشر جامعه مي توان از بروز مشکلات در افراد سالمند جلوگيري کرد.
به طور کلي کيفيت زندگي با عواملي چون فعاليت بدني سن جنسيت سطح تحصيلات بيماري هاي مزمن به ويژه درد پايين کمتر مرتبط است.محمدي زيدي و همکاران (1385)عنوان داشتند که بين سطح تحصيلات تعداد فرزندان اشتغال و نوع مالکيت مسکن با کيفيت زندگي ارتباط معني داري وجود دارد .حاجي زاده ميمندي و برغمدي (1389) نيز عنوان داشتند که بين رضايت از زندگي سالمندان و تحصيلات آنها رابطه معني داري وجود دارد.
فعاليت ورزشي سالمندان
فعاليت ورزشي منظم موجب افزايش کيفيت زندگي سالمندان مي شود با وجود اين در اين قسمت ساير دستاوردهاي فعاليت ورزشي مورد بررسي قرار مي گيرد. زندگي انسان تحت تاثير عوامل زيادي قرار دارد که وراثت محيط بهداشت و شيوه زندگي از مهمترين&nbsp;&nbsp; آنها است. بي تحرکي و سبک زندگي کم تحرک پيامد زندگي ماشيني و متمدن عصر حاضر است که فرآيند سالمندي را شتاب بخشيده و مشکلات جسماني تغيير نوع تغذيه افزايش فشارهاي رواني افزايش قابل توجهي در ميزان مرگ و مير و عوارض ناشي از بيماري هاي قلبي &ndash; عروقي مانند بيماري هاي کرونر قلب و تصلب شرايين ديده شده است.

ورزش زمينه انحراف حواس از نگراني را موجب مي شود .انحراف فعالانه حواس به طور معني داري خلق هاي افسرده را درمان و برطرف مي سازد.
افراد افسرده اغلب خودکارآمدي پاييني براي نايل شدن به اهداف مطلوب و فائق آمدن بر افسردگي خود دارند.
ورزش از طريق فراهمي تجارب خودکارآمدي سالمندان را افزايش مي دهد. ورزش افراد را در فعاليت هاي لذت بخش و منظم درگير مي سازد. از اين رو روزانه رويدادهاي لذت بخشي را فراهم مي آورد که افسردگي را کاهش مي دهد.
&nbsp;ورزش هاي گروهي اغلب&nbsp; تماس هاي اجتماعي منظم و حمايت هاي اجتماعي را فراهم مي آورد که افسردگي را در افراد افسرده گوشه نشين و گريزان از اجتماع کاهش مي دهد. ورزش در افراد مسن حمايت و کارکردهاي اجتماعي را افزايش مي دهد .
افزايش در افيون هاي درون زاد (مانند :اندورفين ها و انکفالين ها) متعاقب ورزش موجب کاهش افسردگي مي شوند.اندورفين ها دسته اي از مواد شيميايي هستند که از نرون هاي مغز ترشح مي شوند و آثار شبه افيوني دارند (ضد درد و آرام بخش).تمرينات ورزشي و به ويژه دويدن مي توانند موجب افزايش&nbsp; انورفين ها شوند.همچنين مصرف الکل يا برخي از غذاها موجب تحريک ترشح اين مواد مي شوند .تزريق ماده نالوکس که در پيوند با گيرنده هاي&nbsp;&nbsp; اندورفيني مانعاثربخشي اندورفين مي شود مي تواند تاثيرات مثبت ورزش بر خلق را کاهش دهد. بنابراين مي توان گفت تاثيرات خلقي ناشي از ورزش عمدتا ناشي از ترشح اندورفين ها است.
مکانيسم ديگري که ورزش در کاهش افسردگي نقش دارد &nbsp;افزايش نروترانسيميتورهاي مغزي مانند :سرتونين دوپامين و نوراپي نفرين است.همه اين نروترانسميتورها در افراد افسرده پايين هستند. دان و همکاران (1996)و ديشمن (1997) و چائولوف (1997)افزايش سطح سرتونين و اپي نفرين مغزي را متعاقب ورزش گزارش کردند.
همچنين فعاليت ورزشي موجب کاهش سايتوکاين هاي پيش التهابي شود. سايتوکاين هاي پيش التهابي در افراد افسرده بالاتر است به عبارتي ديگر&nbsp;&nbsp;&nbsp; سايتوکاين هاي پيش التهابي در ارتباط با خلق و خوي افسرده است.
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:50 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://houshyarkamal.loxblog.com/post-5</link>
<guid>https://houshyarkamal.loxblog.com/post-5</guid>

<description><![CDATA[
استخراج مقالات از پايان نامه و نوشتن مقالات طبق قوانين و ويرايش مجلات معتبرisc-isi زير نظر وزارت علوم

استخراج کتاب از پايان نامه و چاپ توسط انتشارات و گرفتن و ثبت کد هاي شناسايي و ديويي از طريق سايت کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران ......
مشاوره در زمينه روش تحقيق و نمونه هاي آماري
کليه مراحل محاسباتي با نرم افزارهاي spss..AHPليزرل.ميني تب و ..............
نوشتن و مشاوره در زمينه پروپوزال نويسي و فصول پايان نامه زير نظر اساتيد برتر دانشگاه هاي آزاد و فردوسي مشهد

&nbsp;
&nbsp;
شماره ها ي تماس
&nbsp;
&nbsp;هوشيار
09150028798
09369834580
&nbsp;
رشته هاي
علوم انساني:
مديريت (دولتي .ورزشي.صنعتي و ...........)
ادبيات(نظم .نثر و ........................)
هنر
فيزيولوژي ورزش
رفتارحرکتي
روانشناسي(باليني . ورزشي و ...............)
بيومکانيک و ...............
کامپيوتر (نرم افزار و سخت افزار)]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:50 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>پروپوزال –پايان نامه –مقاله .</title>
<link>https://houshyarkamal.loxblog.com/پروپوزال-پايان-نامه-مقاله</link>
<guid>https://houshyarkamal.loxblog.com/پروپوزال-پايان-نامه-مقاله</guid>

<description><![CDATA[

1.&nbsp;&nbsp; استخراج مقالات از پايان نامه و نوشتن مقالات طبق قوانين و ويرايش مجلات معتبرisc-isi زير نظر وزارت علوم
2.&nbsp;&nbsp; استخراج کتاب از پايان نامه و چاپ توسط انتشارات و گرفتن و ثبت کد هاي شناسايي و ديويي از طريق سايت کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران ......
3.&nbsp;&nbsp; مشاوره در زمينه روش تحقيق و نمونه هاي آماري
4.&nbsp;&nbsp; کليه مراحل محاسباتي با نرم افزارهاي spss..AHPليزرل.ميني تب و ..............
5.&nbsp;&nbsp; نوشتن و مشاوره در زمينه پروپوزال نويسي و فصول پايان نامه زير نظر اساتيد برتر دانشگاه هاي آزاد و فردوسي مشهد
&nbsp;

شماره ها ي تماس 
&nbsp;
&nbsp;هوشيار
09150028798
09369834580
&nbsp;
رشته هاي 
علوم انساني:
مديريت (دولتي .ورزشي.صنعتي و ...........)
ادبيات(نظم .نثر و ........................)
هنر 
فيزيولوژي ورزش
رفتارحرکتي
روانشناسي(باليني . ورزشي و ...............)
بيومکانيک و ...............
کامپيوتر (نرم افزار و سخت افزار)
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:50 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>جنبه های مختلف رابطه رضایت و وفاداری</title>
<link>https://houshyarkamal.loxblog.com/جنبه-های-مختلف-رابطه-رضایت-و-وفاداری</link>
<guid>https://houshyarkamal.loxblog.com/جنبه-های-مختلف-رابطه-رضایت-و-وفاداری</guid>

<description><![CDATA[
به اعتقاد&nbsp; Henning-Thurau and klee مطالعات انجام شده بر روی رضایت و وفاداری به سه دسته تقسیم می شوند. دستة اول از ادبیات مدیریت خدمت (service managment) اقتباس شده است و مطالعات روی رابطة رضایت و وفاداری به صورت کلی و در سطح شرکت می باشد.
sramek و سایرین پیشنهاد کردند که ارتباط بین رضایت و وفاداری رفتاری، خطی نیست و دارای دو سطح آستانة بحرانی است. شکل 1 نشان میدهد وقتی که رضایت به بالای سطح آستانة معین (certain threshold) برسد (ناحیة اطمینان) رفتار خرید به سرعت افزایش می یابد. وقتی رضایت به سطح آستانة پایین تر کاهش پیدا میکند (ناحیة گریز) رفتار خرید به سرعت کاهش می یابد. بین سطوح آستانه (ناحیة تأمل) رفتار خرید ثابت است. آنان معتقدند که رضایت باید به اندازة کافی زیاد باشد تا وفاداری رفتاری را تحریک کند یا به اندازة کافی کم باشد تا آن را کاهش دهد.رضایت مشتریشکل1) رابطة رضایت و رفتار خرید (Davis-sramek ,et al,2007,7)Oliver (1999) نیز رابطة رضایت و وفاداری را در 6 حالت مورد بررسی قرار داده است:حالت اول این فرض بنیادی که رضایت و وفاداری اجزای مشخص مفهوم یکسانی هستند را قبول میکند بدین معنا که هر دو یک مفهوم را بیان میکنند. حالت دوم بیان میکند که رضایت هستة مفهومی وفاداری است، بدون آن وفاداری نمیتواند موجود باشد و رضایت، وفاداری را استحکام می بخشد. حالت سوم نقش هسته ای رضایت را کم میکند و پیشنهاد میکند آن یک جزء از وفاداری است و فقط یکی از اجزای آن است. حالت دوم و سوم بیان میکنند که وفاداری به طورکلی رضایت را در بر می گیرد. حالت چهارم نقش برتر وفاداری نهایی (ultimate loyalty) نسبت به وفاداری (loyalty) و رضایت را بیان میکند. حالت پنجم بیان میکند که رضایت و وفاداری دارای وجوه مشترکی هستند و برخی از بخش های رضایت در وفاداری مشاهده می شود و این بخش های رضایت قسمتی از وفاداری هستند ولی نه بعنوان عناصر کلیدی و خیلی ضروری از وفاداری. حالت ششم بیان میکند رضایت نقطة شروع توالی انتقال به یک حالت وفاداری است. این حالت حتی بیان میکند که وفاداری می تواند از رضایت جدا باشد. (Oliver,1999,34)شکل 2) 6 حالت رابطة رضایت و وفاداریکاتلر و آرمسترانگ نیز در کتاب خود رابطة رضایت و وفاداری را در نموداری نشان داده اند: این نمودار دو حالت رقابت شدید و غیر رقابتی را در بازار مورد توجه قرار می دهد. در بازارهای بسیار رقابتی مانند بازار خودرو و رایانه شخصی بین وفاداری مشتریانی که رضایت کمتری دارند و آنها که فقط راضی شده اند تفاوت چشمگیری مشاهده نمی شود. ولی بین وفاداری مشتریان راضی و کاملاً راضی تفاوت عمده وجود دارد. همچنین در نمودار زیر بازارهای غیررقابتی نشان داده می شود مانند آنها که تحت سلطة انحصارهای قانونی هستند که در نتیجه مشتریان به محصول وفادار خواهند بود. (البته بدون توجه به میزان نارضایتی مشتریان) (کاتلر و آرمسترانگ،1380، 868)&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; شکل 3) رابطه بین رضایت و وفاداریساسر و همکارانش در مقاله خود تحت عنوان &laquo;چرا مشتریان راضی هم می پرند؟&raquo; که در مجلة هاروارد بیزینس منتشر کردند، نشان داده اند شرکت هایی که به نتایج و بررسی های خود در رابطه با رضایت مشتریان دلخوش کرده اند دچار اشتباه بزرگی شده اند. در این مقاله اشاره شده است که تنها و تنها اگر یک مشتری خیلی رضایتمند باشد در این صورت وفاداری او معنا پیدا میکند. دیگر مطالعات نشان داده اند، کسانی که گزینة کاملاً راضیم را انتخاب کرده اند 6 بار بیش از کسانی که گزینة &laquo;راضیم&raquo; را انتخاب کرده اند، اقدام به خرید مجدد کرده اند و 42% بیش از سایرین وفادار هستند. (سالاری ،50،1383)شکل 4) رابطة بین رضایتمندی و وفاداری مشتری از دیدگاه ساسر و همکارانشعوامل اثرگذار بر رابطة رضایت و وفاداری:1- هزینه های تغییر (switching costs): یکی از عوامل اثرگذار بر رابطة رضایت و وفاداری، هزینه های تغییر است. شرکت ها می توانند مشتریان خود را حفظ کنند (وفاداری آنها را افزایش دهند) بدون آنکه رضایت آنها را افزایش دهند.هزینه های تغییر عبارت از هزینه های روانی و اقتصادی است که با تغییر از یک شقّ (مارک) به شقوق (مارک های) دیگر توسط مصرف کننده ادراک می شود.نمونه هایی از هزینه های تغییر عبارتند از: منافعی که بوسیلة استمرار رابطه با عرضه کننده بدست می آمد ولی با تعویض عرضه کننده از دست داده می شود مثل تخفیفات در زمان خرید که بیشتر به افرادی تعلق می گیرد که مشتری قدیمی باشند. هزینه های روانی مربوط به ریسک ادراک شده در زمان تغییر مارک، هزینه های ارزیابی و تحقیق قبل از تغییرمارک، هزینة مقدمه چینی مثل پرکردن فرم های جدید وقتی بانک خود را عوض میکنیم و... .&nbsp;&nbsp; (Jones, et al, 2002, 441,443).Lurasi and kennedy (2002) نشان دادند که موانع تغییر (switching barrier) عامل مهمی در نگهداری مشتریان می باشند. حتی در ارتباط با مشتریان ناراضی نیز مشتریان حمایت خود را از عرضه کننده ادامه می دهند، بدلیل اینکه خرید مجدد آسان تر است. (Cohen, et al, 2006, 4).2- عوامل دموگرافیک: Mittal and kamakura (2001) در یافته های خود به این نتیجه رسیدند که با وجود رضایت یکسان بدلیل خصوصیات پاسخ دهنده مانند سن، تحصیلات، وضعیت مادی، جنس و محل اقامت تفاوت معناداری در وفاداری رفتاری (خرید مجدد) مشاهده شد. این تحقیق پیشنهاد میکند، مصرف کنندگانی که خصوصیات متفاوتی دارند دارای سطوح آستانه (threshold) متفاوت و در نتیجه احتمال خرید تکراری متفاوتی هستند. این تحقیق تأثیر عوامل دموگرافیک بر رابطة رضایت و وفاداری را بیان کرده است. (Auh,Johnson, 2005,38).3- رضایت کلی (Overal satistaction): قبل از سال 1990 معیارهای رضایت بر محصول یا خدمت ویژه ( رضایت از معامله ویژه) متمرکز بودند، که بعنوان قضاوت های ارزیابانه بعد از انتخاب در یک تصمیم خرید ویژه تعریف میشد. اخیراً مفهوم دیگری پدیدار شده که با همة تجربه های قبلی مشتری از خدمات و محصولات شرکت به طور جمعی، در ارتباط است. (Bodet,2008,157). رضایت کلی اثرجمعی مجموعه ای از خدمات مجزای ارائه شده یا معاملات با عرضه کنندگان خدمت، در طی بیش از یک دورة زمانی است. (Shanker, et al, 2003,156). به نظر می رسد رضایت کلی مصرف کننده پیش بینی کنندة بهتری برای تمایلات و رفتارهای وی باشد. شکل های زیر تأثیر رضایت کلی را بر رابطة رضایت و وفاداری نشان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; می دهند.شکل 5) مدل کلی رابطه رضایت کلی، رضایت از معامله ویژه و وفاداری نگرشیشکل6) مدل رابطه جزئی رضایت از معامله ویزه، رضایت کلی، وفاداری نگرشیشکل 7) مدل رابطه تعدیل شده رضایت از معامله ویژه رضایت کلی، وفاداری نگرشیدر این مدل ها رضایت کلی نقش تعدیل کننده رابطه رضایت از معامله ویژه و وفاداری را دارد، بنابراین ممکن است برخی مشتریان به عرضه کنندة خدمت (محصول) رجوع کنند حتی اگر از تجربة خدمت ویژه ای ناراضی باشند (بدلیل وجود رضایت کلی از عرضه کننده)&nbsp; (Bodet, 2008,157).]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:50 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ارتباط موثر مربي</title>
<link>https://houshyarkamal.loxblog.com/ارتباط-موثر-مربي</link>
<guid>https://houshyarkamal.loxblog.com/ارتباط-موثر-مربي</guid>

<description><![CDATA[
يكي از عوامل موفقيت مربي قابليت ارتباط موثر است . او بايد قادر به ايجاد ارتباط درست باشد. اين گونه ارتباطات بايد با والدين ، عوامل اجرائي ، بازيكنان ، مطبوعات مردم برقرار گردد. بيشتر اوقات پيام هاي ما نارسا است . اين نارسائي بجهت عدم ارتباط كلامي نمي باشد ، بلكه به اين دليل است كه ما به اهميت ايجاد ارتباط غير كلامي پي ن برده ايم . اين مطلب مي تواند درس مهمي باشد كه&nbsp; مربي به اهميت موضوع پي ببرد ونسبت به چگونگي بهبود مهارتهاي ايجاد ارتباط موثر&nbsp; وقوف بييشتري يابد .
هدف : 1-مربي بايد مباني فرآيند ارتباط را بداند2- مربي بايستي مهارتهاي ششگانه ارتباط را بداند.محتوا : 1-سه بعد ارتباط1-1-ارتباط نه تنها شامل ارسال پيام مي شود بلكه دريافت پيام را نيز شامل مي گردد . بسياري از مربيان مدعي هستند كه در ارسال پيام تبحر اما اغلب در در يافت پيام ضعف دارند . مربيان بايد مهارتهاي گوش دادن را به ديگران بياموزند.2-1- ارتباط شامل پيام هاي كلامي وغير كلامي است . اظهار محبت غير لفظي ، حالت هاي صورت در بروز خشم ، شادي واندوه همگي مظاهري از ارتباط غير كلامي هستند . تخمين زده مي شود كه 70% ارتباطات غيركلامي است .3-1- ارتباط شامل دو بخش است : ـ محتواـ تاثيرمحتوا جوهر پيام است وتاثير چگونگي احساس شما از نوع پيام ، محتوا معمولاً بصورت كلام اظهار مي شود وتاثير پيام غير كلامي است.سه بعد ارتباط عبارت است از :ارسال پيام &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; دريافت پيامكلامي&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; غيركلاميجوهر پيام&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; تأثير پيام2- چگونه ارتباط برقرار سازيم : 1-2- افكاري داريد كه قصد انتقال آنرا داريد.2-2- اين افكار به پيام مناسب تبديل شده ومنتقل مي شوند.3-2- اين افكار از طريق يك كانال منتقل مي شود.4-2-دريافت كننده پيام شما را ميگيرد.5-2-دريافت كننده معني پيام را تفسير مي كند ، تفسير دريافت كننده پيام بستگي به درك آواز از محتواي پيام ومقاصد ارسال كننده دارد . 6-2- دريافت كننده نسبت به تفسيري كه از پيام در درون خود دارد پاسخ مي دهد.3- ارتباط بين مربي وبازيكن بي تاثير است ؟1-3-ممكن است&nbsp; نوع ارتباطي كه مي خواهيد برقرار كنيد اشتباه باشد.2-3- بدليل فقدان مهارتهاي ايجاد ارتباط كلامي يا غيركلامي ممكن است مقصود خود را در انتقال پيام نرسانيد.3-3- بدليل عدم توجه بازيكن 4-3- بازيكن محتواي پيام را سوء&nbsp; تعبير مي كند ويا بدرستي نمي فهمد.5-3- محتواي پيام را مي فهمد ،&zwnj;اما آن را سوء تفسير مي كند.6-3- پيام هاي ارسالي پس ا ز طي يك دوره زماني بي ثبات مي شوند و ورزشكاران در دريافت پيام دچار ابهام وسردرگمي مي شوند.4- مهارتهاي ارتباط براي مربي 1-4- كسب اعتبار بيشتر كه بطرق مختلف مي تون&nbsp; كسب كرد.ـ همكاري بيشترـ دانش بيشتر ورزشي وصداقت در مورد آنچه نمي دانيد.ـ اظهار دوستي ، يكدليـ با تحرك ، خودساخته وپذيراـ داراي تفكر مثبت2-4- ارتباط هماره با برخورد مثبت ـ تاكيد بر پاداش وتشويق براي تقويت رفتارهاي مطلوبـ كمك به بازيكنان در بهادادن به خود وبدنبال آن كسب اعتبارـ نوع وشيوه ارتباط كلامي وغير كلامي براي درك ، پذيرش وانتظار احترام متقابل 3-4- ارسال پيام هاي پرمحتواـ آموزش خاصـ بدون قضاوت وتنها براي ارزشيابي بازيكن ويا نحوه عملكرد اوـ ارائه باز خورد در مورد چگونگي اصلاح عملكرد بازيكن وعدم سرزنش او4-4- ارتباط مستمرـ مربي بايستي بازيكنان رابه كنترل عواطف واحساسات دعوت كند وخود نيز به عنوان يك الگو عمل نمايد . ـ مربي بايستي اهميت آمادگي جسماني را به بازيكنان گوشزد كند.ـ مربي بازيكنان را دعوت به احترام متقابل كرده وخود نيز به آنان احترام مي گذارد . ـ مربي بايستي اعتماد بنفس را در بازيكنان تقويت كرده واحساس با ارزش بودن را درآنان بهبود مي بخشد . ـ مربي بايستي براي تداوم در تمرين با بازيكنان قول پاداش دهدوبه قول خود وفا كند.5-4- ياد مي گيريم كه چگونه گوش دهيم . براي بهبود مهارت هاي گوش دادن به چند موضوع توجه داشته باشيد . ـ به آنچه مي شنويد توجه كننيد ودر ذهن خود بازگو نمائيد.ـ براي گوش دادن در موقعيت مناسب قرار بگيرد . ـ به جاي توجه به جزئيات به مفهوم پيام توجه نمائيد وجوهر وقصد كلام را بگيريد . ـ صحبت مخاطب را قطع نكنيد.ـ به حقوق ورزشكار احترام بگذاريد ونقطه نظرات او را احترام بداريد.ـ از نظر عاطفي خود را نسبت به پاسخ ها كنترل كنيد.6-4- بهبود ارتباط غير كلامياين نوع ارتباط به پنج طبقه تقسيم مي شود : ـ حركت اجزاء بدن مثل اشارت صورت ، حركت دستها ، سر وتمام بدنـ ويژگيهاي بدن ، جذابيت هاي بدني ، قد وغيره ، براي مثال شرايط آمادگي جسماني مربي نشان دهنده وتداعي كننده اهميت به آمادگي بدني است . ـ دست زدن به پشت ورزشكار ، گرفتن دست او ، بغل كردن ودر آغوش فشردن او همگي نوعي ارتباط هستند كه موجب تقويت مثبت ورزشكار مي شود.ـ ويژگيهاي صدا مانند آهنگ وكيفيت صدا ـ استقرار وطرز ايستادن مربي وفاصله او با بازيكن . روانشناسي ورزشي&nbsp; انگيزش : يك مربي كه اوقات خود را صرف ورزش مي كند علاقمند است كه بازيكنان در تمام جلسات تمرين حضور يابند .او مي خواهد در رابطه با دانش فوتبال با بازيكنان سهيم باشد وآنها مهارتهاي بازي را آموخته وعملكرد خود را بهبود بخشند . براي رسيدن وتحقق اين هدف ، بازيكنان بايد انگيزه لازم را براي پيگيري وتداوم داشته باشند . مربيان بايد از ميزان ايجاد انگيزه مطلع باشند زيرا اعتقاد بر اين است كه اجراي نمايش حركتي برابر است با مهارت باضافه انگيزش 1-مربي بايد مفهوم انگيزش را بفهمد ونسبت به مفاهيم انگيزه هاي دروني وبيروني وحد انگيزش مطلوب شناخت كلي داشته باشد .2- مربي بايستي راه استفاده از انگيره هاي دروني وبيروني را بداند . محتوا: 1-روانشناسان انگيزش را شامل دو بعد مي دانند&zwnj;، شدت انگيزش وجهت گيري در انگيزش ، شدت انگيزش به ميزان فعال بودن ورزشكار ، توجه دارد ،&zwnj;بدين معني كه ورزشكار براي رسيدن به هدف خود چه مقدار انرژي صرف مي كند . جهت انگيزش مربوط است به انتخاب هدف . 2-انگيزش تحت تاثير بسياري از عوامل قرارداد . از اين دو عناصر مهم آن عبارتند از : 1-2- انگيزش دروني وبيروني 2-2- شيوه هاي مستقيم وغير مستقيم ايجاد انگيزه 3-2- سطح كنترل4-2- انگيزش ونيازهاي ورزشكاران3- انگيزش داراي دو منبع است . داخلي وخارجي افرادي كه انگيزه دروني دارند ميل به رقابت در آنها شديد است ودر رسيدن به اهداف بسيار مصمم هستند علاقمند&nbsp; هستندكه در ورزش خاص تبحر يافته وموفق شوند . اين تمايلات اهدافي هستند كه اين دسته ورزشكاران آنرا بدنبال واز درون براي رسيدن به آن اهداف تلاش مي كنند . بعبارتي از درون مي جوشد . رسيدن به اين ا هداف پاداش كار تلاش آنان است . در زمينه ورزشي وبطور اخص بايد گفت . ورزشكاران ورزش مي كنند زيرا به آن عشق مي ورزند وهمين امر موجب انگيزش دروني آنان مي شود. آنها بخاطر غرور وافتخار ذاتي ناشي از آن ورزش به فعاليت مي پردازند&nbsp; وهمين امر موجب مي گردد كه بيشترين تلاش خود را نشان دهند حتي اگر هيچ كس نظاره&nbsp; گر بازي آنان نباشد . انگيزه بيروني از طريق تقويت مثبت ومنفي حاصل از توجه مردم بوجود مي آيد . اين تقويت ها ممكن است ملموس باشد مانند اهداء كاپ ويا جوائز نقدي ويا ممكن است پنهان ونامحسوس باشد مانند تشويق وشناسايي در ميان مردم ، وقتي ورزشكار به اينگونه تقويت ها رسيد پاداش هاي خارجي به حساب مي آيند . اين امكان وجود دارد كه ورزشكار به دنبال انگيزه هاي دروني وبيروني ورزش باشد ، اما اين مهم است كه&nbsp; هريك از آنان به كدام يك از اين پاداش ها تمايل نشان مي دهند ، تفاوت وجود دارد . براي مربيان شناخت وآگاهي از اين تفاوت هاي فردي بسيار اهميت دارد.4- مربي مي تواند براي ايجاد انگيزه در ورزشكاران خود شيوه هاي مستقيم وغير مستقيم را انتخاب نمايد . وقتي شما به تفاخر وغرور ورزشكاران متوسل مي شويد به اين اميد كه به فعاليت شديد تري بپردازد ، شما در اصل شيوه مستقيم را بكار گفته ايد وزمانيكنه بازيكني را بدليل بد بازي كردن از تيم اصلي به تيم دوم مي فرستيد در اصل شيوه انگيزش غير مستقيم را بكار برده ايد . براي شيوه مستقيم بايد ابزاري مانند توافق دو جانبه ، شناخت متقابل ونهادين سازي استفاده كرد . توافق بين شما وبازيكن متكي بر استفاده از پاداش وتنبيه بيروني است . براي نمونه اگر امروز پيروز شويد هر كدام ده هزار تومان پاداش مي گيريد . پايه ايجاد انگيزه رابطه متقابل مربي وبازيكن است .آنان بايد يكديگر را بخوبي بشناسند . براي نمونه اگر بگوئيد اگر به تيم خود توجه داشته باشيد ، بر من منت گذاشته ايد براي استفاده از اين شيوه مربي بايد رابطه بسيار خوبي با بازيكن داشته باشد بطوريكه بازيكن براي انجام آن خواسته احساس مسئوليت نمايد.شيوه سوم ايجاد انگيزه ، به شكل مستقيم نهادين سازي آن است . بدين معني كه مربي او توسل به ارزش ها واعتقادات بازيكنان در آنان ايجاد انگيزه مي كند وبه پاداش وتنبيه متوسل نمي شود.اينكه كدام يك از اين شيوه هاي مستقيم را بكارمي گيريد بستگي به ورزشكار وفلسفه مربيگري شما دارد . آستانه تحريك 5- افراد در احساس مسئوليت نسبت به پاداش وتنبيه متفاوت هستند ، اين ميزان تحريك پذيري را آستانه كنترل يا تحريك مي گويند . افرادي كه به رويدادهاي زندگي را ناشي از نيروهاي خارجي مانند خوش شانسي ، اتفاق وكمك ديگران تعبير مي نمايند ، متاثر از كنترل هاي خارجي هستند . اما افرادي كه تحت كنترل عوامل داخلي هستند . رويدادهاي زندگي را ناشي از رفتارهاي خود مي دانند .بازيكنان چه تحت تاثير عوامل بيروني يا دروني باشند ممكن است اجراي حركتي آنان را متاثير سازد لذا شيوه هاي كاربردي مربي مي تواند در اينجا موثر واقع شود.6- نيازها وانگيزش ورزشكاراگر چيز مبهمي در انگيزش بازيكنان وجود داشته باشد ، ان مطلب خواسته ها ونيازهاي يك ورزشكار مي باشد خواسته هاي ورزشكار كه لاينحل ماند ، هدف او قرار مي گيرد لذا كمك به حل آن كليد ايجاد انگيزه در ورزشكار است . منابع مختلف نشان مي دهند كه ورزشكاران بدنبال ارضاي سه خواسته مي باشند : 1-بازي تفريح براي (بيان احساسات)2-درجمع بودن (ارتباط و وابستگي)3- نشان دادن شايستگي به منظور احساس موفقيت7- شيوه هاي غير مستقيم شيوه غير مستقيم موقعيت يا محيط را چه از نظر فيزيكي يا رواني به منظور افزايش انگيزه تغيير مي دهد . براي مثال ، برخي از مربيان محل تمرين را براي افزايش انگيزه تغيير مي دهند ويا با حذف وافزودن افرادي خاص محيط رواني را تغيير مي دهند . حرفه مربيگري : مربيگري : فرآيند هماهنگي يك سري زمينه هاي كاربردي كه منجر به يك برنامه سيستماتيك ومجهز جهت آماده سازي فرد يا تيم به منظور بهبود وتوسعه رقابت ورزش مي گردد در حيطه وظايف يك مربي است . اغلب تاكيد بر پيروزي ورقابت وجه تمايز معلم ومربي است . بدن ساز بروي شرايط بدني بازيكنان تمركز دارد وبه عنوان بخش مهمي از فرايند مربيگري كاربرد دارد ، اما مسئوليت هدايت فرآيند مربيگري را به شكل اعم بعهده ندارد.زيمنه هاي كاربردي يا فعاليت هاي مربي 1-شرايط بدني : فعاليت هاي مربيگري با توسعه كيفيت هاي سرعت . قدرت واستفامت مناسب ارتباط دارد.2- آمادگي رواني : فعاليت هاي مربيگري با توسعه شرايط رواني مناسب تمرين ومسابقه ارتباط دارد.3- توسعه تكنيك : فعاليت هاي مربيگري با توسعه وبهبود تكنيك مناسب فوتبال مرتبط است . 4- توسعه تاكتيك ، فعاليت هاي مربيگري با توسعه تاكتيكهاي فردي ، گروهي وتيمي ارتباط دارد . 5- مديريت برنامه تمرين ، سازماندهي وهدايت جلسات تمرين 6- مديريت مسابقه ، مهارت در هدايت يك مسابقه7- برنامه ريزي وتعيين اهداف ، برنامه ريزي كوتاه مدت وبلند مدت مربيگري 8- مراقبت هاي پزشكي وبهداشتي ، پيشگيري ، تشخيص ودرمان اسيب هاانجام پروسه&nbsp; مربيگري بستگي به دانش وتجربيات مربي دارد (براي مثال مربي به منظور سازگاري اهداف تعيين شده با ويژگي هاي بازيكن ) مري بايد توان انتقال دانش واطلاعات&nbsp; خود را داشته باشد.آگاهي اساس تصميم گيري است مربي به منظور اصلاح حركات بايد معايب را بطور مستمر تشخيص وارزيابي نمايد . تصميم گيري بر موارد زير مبتني مي باشد : 1-داده هاي صحيح 2- فهم وشناخت از زمينه هاي اطلاعاتي موجودمربي كيست ؟ 1-يك معلم كه مهارت ها ودانش جديد را انتقال مي دهد2-يك بدنساز كه موجب بهبود آمادگي مي شود3- يك برانگيزنده با ايجاد شيوه هاي مثبت وموثر4- يك مدير با يك سازماندهي صحيح 5- يك عامل روابط عمومي6- يك دوست با حمايت وپشتيباني هاي خود7- يك انسان آگاه با تحليل ، ارزشيابي وارائه راه حل هاي مناسب 8- يك شاگرد مشتاق به شنيدن وآموختن مهارتها ودانشي كه يك مربي بايد داشته باشد: 1-مهارتهاي ورزش تخصصي2- فيزيولوژي وآناتومي پايه ومقدماتي3- روانشناسي ورزشي4- كمك هاي اوليه 5- مهارت در ايجاد ارتباط6- اصول يادگيري حركات7- اصول وشيوه هاي تمرين8- تجزيه وتحليل وبررسي آماريسبك مربيگري 1-خود محور ،مربي تمام تمصيمات را مي گيرد.2- بي تفاوت ، كمتر تصميم مي گيرد وآموزشي در دستور كار ندارد.3-دموكرات ، در تصميم&nbsp; گيري تشريك مساعي دارد وبازيكنان را انتخاب ورسيدن به اهداف خود كمك مي كند. شناخت از ويژگيهاي يك مربي مي تواند مارا در مقايسه مربيان&nbsp; راهنمائي كند.ويژگيهاي خوب &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; ويژگي هاي بد1-رهبري&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; 1- حساس در مقابل انتقاد2- خوش خلقي&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; 2- عدم وفاداري3-دوستي وصداقت&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; 3- عدم ثبات فكري وعاطفي4- معتقد ومتعهد&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; 4- خرده گير وبهانه گير5- مورد اعتماد&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; 5- تنبل6- ثبات عاطفي&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; 6- بي نظم7- وفاداري&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; 7- خودخواه وبداخلاق8- پشتكار&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; 8- نگران9- علاقمند وخلاق&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; 9- بي نزاكت10- خوش بين&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; 10- توجه وبي سليقه11- آگاهي وشناخت12- همكاري13- انظباط اصول آموزش ومربيگري اهداف اصلي در آموزش ومربيگري : 1-ايجاد تغييرات دائمي در اجراي بهتر حركات2-ايجاد تغييرات دائمي در بهبود رفتار حركتيچگونه بازيكنان جوان بازي فوتبال را ياد مي گيرند : 1-بوسيله بازي ويادگيري عادات خوب وبد2-با تمرين وبازي تحت راهنمايي هاي درست وممانعت از يادگيري عادات بدچگونه بازيكنان جوان پيشرفت مي كنند.1-علاقه مندي وايجاد انگيزه2-اشتياق به كار3-داشتن الگوهاي خوب وتقليد از آن4-ايجاد فرصت هاي مناسب براي تمرين درست5- تلاش براي كسب استاندارهاي بالا د ر اجراي حركات6- آگاهي بازيكنان از اجراي صحيح وغلط حركات7- حما يت وتشويق بازيكنانويژگيهايي كه يك بازيكن جوان بدان نيازمند است : 1-آمادگي جسماني2-تكنيك ومهارت قابل قبول3-شخصيت ونگرش درست 4-دانش وآگاهينقش معلم ومربي : 1-دانش فوتبال 2-آگاهي از اصول يادگيري3-ترغيب وتشويق بازيكنان4- انتظار اجراي مطلوب5- داراي منطق6- صبور ومصر7- اشتياق به كار8- مصر در روش]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:50 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>&quot; نقش استثنايي مربيان ورزش &quot;</title>
<link>https://houshyarkamal.loxblog.com/نقش-استثنايي-مربيان-ورزش</link>
<guid>https://houshyarkamal.loxblog.com/نقش-استثنايي-مربيان-ورزش</guid>

<description><![CDATA[
مربيان ورزش در شرايط ويژه اي كار مي كنند مشكلات بسيار ي دارند اما از يك سري مسائل خاص لذت مي برند كه در كلاس هاي تربيت بدني معمولي وجود ندارد .
آنان متحمل فشارهاي فراواني مي ش وند ولي تجربياتي تا اندازه اي غير عادي ، آنها را خشنود مي كند . مربيان ورزش در شرايطي آموزش مي دهند كه اغلب مردم عادي از طبقات و جنس هاي مختلف كنار هم قرار مي گيرند ،بعلاوه آنها بايد گروهي از جوانان را دريك تيم در كنار هم قرار دهند و آنها را طوري تربيت كنند كه بتوانند در حضور تماشاچيان يا تيمي از محله ديگر مسابقه دهند . كار مربيان ورزش در خلال هر مسابق ه اي به وسيله اذهان عمومي ارزشيابي مي گردد . چيزها ي بسيار عجيبي درباره زندگي يك مربي ورزش وجود دارد . زندگي او مملو از روابطي معنادار با ورزشكاران است ، روابطي كه از تجربه ها و ماجراهاي مشترك آن نشات گرفته ، خاطرات شيريني كه تمامي افكار يك مربي ورزش را به خود مشغول مي دارد و به سادگي قابل كنار گذاشتن نيستند . لذت آموزش ورزش در يك محيط فعال ، موجب خشنودي مربيان ورزش مي باشد . وفاداري و همدرد ي موجود در " رويدادهاي بزرگ ورزشي " لذت ناشي در هنگام اختتام مسابقات، جشنواره ها ي ورزشي، همايش ها و ديگر رويدادها ي ورزشي به سادگي قابل چشم پوشي نبوده و نخواهد بود . مهمتر از همه اينها، براي يك مربي هيچ چيز لذت بخش تر از اين نيست كه شاگرد خود را در قالب ي ك پزشك خوب، يك بازرگان موفق، يك معلم بزرگ يا شخصي ببيند . اگر مربي احساس كند كه مقداري از موفقيت شاگردش مرهون آموزش و مربيگري او بوده، اين خوشحالي و لذت دو چندان خواهد بود. بالاخره خشنودي و رضايت خاطري كه از كار سخت روزانه ، كاري كه انسان بدان عشق مي ورز د ويك فرد مي تواند تمامي وجود خودرا در راه آن ايثاركند، به دست مي آيد، به سادگي قابل فراموش نيست . مربيان ورزش اغلب در زير نور خيره كننده نورافكن هاي جامعه عمل مي كنند . طرفداران ، والدين محصلين ، دانشجويان ، نمايندگان خبرگزاري ها و مطبوعات گوناگون هر حر كت، مربيان را مورد رسيدگي و موشكافي دقيق قرار مي دهند . تابلوها ي ثبت امتيازات بازي و صفحات ورزشي، بردها و باخت هاي تيم را به عنوان پيروزي ها و شكست ها ي مربي منتشر مي كنند . هر اشتباهي كه از ورزشكار سربزند به حساب مربي گذاشته مي شود . دوستان يك پيروزي يا شكست را بيش از آن چيزي كه هست بزرگ مي كنند . استخدام كنندگان و مديران اغلب تحت تاثير نگرش هاي عمومي نسبت به مربي، از خود واكنش نشان مي دهند . شايد كار يك مربي ورزش بيشتر از هر عضو ديگر يك موسسه آموزشي در معرض ديد قرار دارد . اين موضوع در جاهايي ك ه سطح ورزش خيلي بالا است كاملا صدق مي كند، از اين رو، ممكن است ميزان توجه عمومي به مربي ورزشي در يك&nbsp; موسسه آموزشي نسبت به موسسه ديگر فرق كند . براي بعضي از مربيان، از جمله بعضي از موفق ترين آنها، بردن مي تواند به صورت امري آزاردهنده درآيد و مربيگري مساله اي غير قابل تحمل . مربي ممكن است در خلال باختن و از دست دادن يك مسابقه به صورت شخصي در آيد كه از خودش ، بازيكنانش ، اعضاي خانواده اش ، همكارانش و ديگران انتقاد كند چرا كه فشارها و مسئوليت هاي نهفته در حرفه مربيگري بسيار زياد است . اكثر مربيان دچار بي خوابي و سوء تغذيه شده و به افرادي زود رنج مبدل مي گردند . مربيان ورزش احساس مي كنند كه آنها را فقط با معيار برد و باخت مورد ارزيابي قرار مي دهند و در نتيجه اين طرز تفكر و قضاوت را به خود القاء مي نمايند . به خاطر تنش ها و فشارهاي حاصل از مربيگري ، افرا د بسيار كمي هستند كه مي توانند حرفه مربيگري را براي مدت طولاني در سطوح بالاي ورزشي ،&nbsp; ادامه دهند. &nbsp; &nbsp; " ويژگي هاي مربيان بزرگ " &nbsp; مربيگري مانند جاذبه است؛ شما مي دانيد كه آنجا ست، مي دانيد وجود دارد، اما چگونه تعريفش مي كنيد ؟ دكتر جمي ويليامز . مربيان مي بايست ويژگي هايي را كه مي كوشند به تيم شان ت زريق كنند، در اختيار داشته باشد . براي نمونه اگر شما از اعضاي تيم مي خواهيد كه متكي به نفس، خوددار و منظم باشند در وهله نخست مي بايد همه اين ويژگي ها را خود دارا باشند .يكي از نيرومندترين ابزارهايي كه شما مي توانيد از آن بهره بگيريد، داشتن الگوست . شما بسان يك نمونه تاثير گذار براي بازيكنان خود هستيد و هر آنچه انجام دهيد، ديده خواهد شد . ونس لمبوردي مي گويد :" رهبران ساخته مي شوند، به دنيا نمي آيند . آنها دقيقاً مانند هر چي زي كه در اين كشور با سخت كوشي پديد مي آيد، ساخته . مي شوند ." دولنيگ ، 1970 مربيان بزرگ اغلب در ميدان مسابقه، پ ژوهشگر و باهوش هستند . آنها مانند همه پ ژوهشگران بزرگ ادعاي همه فن حريف بودن نمي نمايند . آنها حس مي كنند هميشه چيزي براي يادگيري هست و راغبند كه اشتباهات را بپذيرند . مربيان برجسته برپايه واقعيات تصميم مي گيرند و براي انجام تكاليف پيچيده، احساس و شفافيت مشترك را به كمك مي طلبند . حتي هنگامي كه فشار بيش از اندازه است ، آنان بايد راهكار مناسب را براي موقعيت مناسب برگزينند. اين مربيان داراي افكاري سازمان يافته اند، به جزئيات دقت مي كنند و به خاطر آمادگي كلي شان به ندرت غافلگير مي شوند .دانش گسترده به ايشان اين اجازه را مي دهد كه آموزنده و محركي بزرگ باشند. از اين گذشته آنها به اندازه كافي باهوشند كه بدانند بارها ناچار خواهند بود به خاطر شرايط ناپايدارآنچه را كه با دقت برنامه ريزي كرده اند، تغيير دهند .پس انعطاف پذيري و داشتن ذهني باز، اهميتي سرنوشت ساز در مربيگري دارد .مربيان موفق نه تنها عميقاً خود جوش و ذاتاً پرشور هستند، بلكه همين اشتياق را در روابطشان پرورش مي دهند . چارلز شواب مي گويد :" من توانايي خود براي ايجاد اشتياق ميان افراد را بزرگترين موهبتي مي دانم كه دارم بهترين راه ارتقاي چيزهايي كه در انسان . وجود دارد، قدرداني و تشويق است .. (كارنيج ، 1964) اين مربيان داراي ان رژي فراوان بوده، هيجاني براي انجام وظيفه پديد مي آورند وبراي اعمال مثبت، نقش شتاب دهنده را بازي مي كنند . يك مربي بايد محركي خوب و داراي نيرويي مشوق در گفتار خود باشند تا به ورزشكاران القا كنند كه تنها در صورت سخت كوشي دستمزد خود را خواهند گرفت و اينكه انجام عالي هركار، امري ارزشمند است .مربي نمي توان د فرض كند كه منشاء انگيزش را مي شناسد . حتي بازيكناني كه پيوسته تحريك مي شوند مي توانند از ناحيه اي غير از ورزش و مربي برانگيخته شوند . آنها هم بايد در جايگاه مردم عادي وهم در موقعيت بازيكن تشويق شوند. از مشخصات مربيان بزرگ، اعتماد به نفس، جسارت و احترام متقابل است . آنها به صورت حساب شده اي خطر پذيرند ، نوآورند وبه تصميم خود اطمينان كامل دارند . ايشان درك كرده اند كه ترسو بودن، آنها را به سر منزل مقصود نخواهد رسانيد . اين اعتماد به نفس و جسارت معمولا به&nbsp; اعضاي تيم منتقل خواهد شد . شيوه تلاش تيمي بعنوان يك كل، اغلب جلوه گاه كيفيت و تاثير يك مربي بزرگ است .اعتماد به نفس يك مربي مي تواند به اعضاي تيم تواني مضاعف جهت انجام امور خارق العاده دهد .همچنين مربي بايد به بازيكنان احترام بگذارد . اگر ورزشكاران احترام واقعي ببينند، مربي خود را محترم خواهند شمرد .صداقت مهم است زيرا بازيكنان اگر سخني غلط انداز و به ظاهر معقول را ساختگي تشخيص دهند، آن را نشنيده خواهند گرفت . مربي براي كشف استعدادهاي هر بازيكن و ايجاد تجربه مثبت تيمي، بايد شخصيت بازيكنان وديناميك تعامل گروهي را درك كند . گام اساسي آنست كه اعضا را آنقدرخوب شناخت كه قادر بود نقاط قوت و ضعفشان را براي استفاده كامل و بهينه از توان بالقوه آنها در متن تيم، ارزيابي نمود . تقسيم كار نظامند&nbsp; يعني قراردادن بازيكن مناسب در جاي مناسب ، اهميتي حياتي در تيم دارد . براي نمونه گزينش شخص مناسب بعنوان كاپيتان بسيارمهم است . اين گزينش مستلزم شناخت مربي از توان تك تك بازيكنان است . مربي بزرگ در هنر برقراري ارتباط استاد است . او مي داند شديدا نيازمندآنست كه با كلمات بازي كند، مربيان بايد گوشي شنوا و ذهني باز داشته باشند . ارتباط متقابل، خوشرويي و داشتن سياست " درهاي باز " پ يوندهاي تيمي را نيرومندمي سازد. اين خوشرويي و داشتن سياست در ساختن محيطي قابل اعتماد و آزاد،&nbsp; سرنوشت ساز است . درخواست كمك واينكه بازيكنان آزادانه بتوانند بدون ترس از مجازات با يكديگر ارتباط داشته باشند، بايد تبديل به هنجار و ضابطه اي پذيرفته گردد . راه برق راري ارتباط و شيوه راهبري تيمي مي تواند نقشي بزرگ در ترغيب بازيكنان به سخت كوشي ايفا كند . &nbsp; &nbsp; &nbsp; آينده نگري درباره شغل با توجه به شرايط اجتماعي&nbsp; ورزش در هر زمان رشته مورد توجه و با اهميتي است و هرگز اهميت خود را از دست نمي دهد و به عنوان كار دائمي در هر زمان مطرح است. با بالا رفتن سطح بهداشت و رعايت سلامتي جسمي به مرور زمان سازمانهاي ورزشي گسترده تر مي شوند. 
&nbsp; " نتيجه گيري " مربيان بزرگ بسياري ظاهر مي شوند . به يك مفهوم، مربيگري قدرتمند توانمندانه مساله اي دروني است وبه مفهومي ديگر، وي ژگي هايي مشخص وجود دارند كه از ديد اكثريت، معرف رهبري كيفي اند. رهبري، فرآيند نفوذ براعضاي گروه در راستاي ايجادسخت كوشي و تعهددرآنان، براي دستيابي به اهداف تيمي است . مربيان هم مي توانند وظيفه محورباشند و هم شخص محور، اما مربيان ورزشي بيشتر به مقوله وظيفه محوري اتكا مي نمايند . در كل هدف، پيشرفت تيم جهت دستيابي و بهره گيري كامل از توان بالقوه است. مربي در كناربازيكنان بايداهداف دست يافتني وخواسته شده تيم را مشخص كند. اگر بازيكنان به رسالت واهداف تيم بي علاقه باشند، مربي توانمند مقوله اي دست نيافتني مي شود . مربيان مي بايست حسن تفاهمي قوي را كه متضمن اعتماد و اطمينان دو جانبه است، گسترش دهند . " مربي خوب به معني انگيزش افراد جهت اعتلابه والاترين سطوح وجودي شان از راه دادن فرصت به آنها است ، نه محدود ساختن ايشان) ." تزو) موراي ومن مي گويند : " يك مربي كاركشته، داراي بينش است، تمركزي قوي برپيامدهاو نتايج، راهكاري واقع گرايانه براي تحقق اين بينش و توانايي انتقال آن و تجديد سازمان با پشتيباني ديگران،از ويژگي هاي اوست ." وظيفه مربيان آموزش، راهنمايي و انگيزش بازيكنان در راستاي دستيابي به اهداف است . آنها توانايي شگرفي براي انتقال شور و هيجان خود به ديگران دارند و هميشه در كنار بازيكنان " در بازي " هستند . يك مربي برتيم فرمان نمي راند، بلكه هدايتش مي كند . او مسير را تدوين مي كند، جهت مي دهد و فضاي اجتماعي و روان شناسانه را توسعه مي بخشد . مربي خواه مربي يا بازيكني با سمت يك كاپيتان، مي بايست پار ه اي مسووليت هارابه گروه بدهد و جسا رت دادن استقلال به ديگران را داشته باشد. در غير اين صورت اعضا احساس خواهند كرد كه اعتمادي به آنان نيست كه بتوانند از پس خود برآيند، در نتيجه بي تفاوت خواهند شد .دراين ميان مي بايست تعادل حفظ شود و مربي پاره اي مسووليت ها را بر&nbsp; عهده اعضاي گروه بگذارد . &nbsp; ضرورت آشنایی مربیان بااصول تمرینات بدنی ضرورت آشنایی مربیان بااصول تمرینات بدنی برکسی پوشیده نیست .علیرقم تعدد رشته های ورزشی بدن انسان درحین فعالیت ازقانونمندی واحدی پیروی می کندواین، امرمشترکی برای همه رشته های ورزشی محسوب میشود. چنانچه مربیان ورزش اصول وکلیدهای اصلی تمرینات ورزشی رابشناسند با تجزیه وتحلیل ورزش مورد نظر می توانند تمرینات خود را به اصول علمی طراحی و پایه گذاری نمایند. مربی یعنی پرورش یافته و در اصطلاح تربیت کننده است . مربی ضمن آموزش مهارتهای جسمانی وتقویت قوای بدنی افراد، آنان را درجهت رشد به شکوفا ئی استعدادهای فردی ودر نهایت برقراری یک زندگی بهتر آماده می نمایند. مربی باید دارای خصوصیات وویژگیهای شاخصی باشد مثل ایمان وپایبندی به تقوی انسان دوستی. آگاهی لازم درمسا ئل تربیتی ودانستن اطلاعات علمی لازم درورزش ورشته تخصصی کار نمود. برخورداری از سلامت جسم وروان . انگیزه وعلاقه به کار. برخورداری از هوشمندی وخلاقیت . وقارومتانت وشکیبایی. نظم ووقت شناسی. توانایی رهبری ومدیریت.توانایی کلام وشیوایی بیان.ازخود گذشتگی. شجاعت.خوش خلقی و توانایی سازماندهی وبرنامه -ریزی .عوامل موثری که یک مربی آگاه وبرجسته درآموزش به کار می گیرد. &nbsp; 1-&nbsp;&nbsp; تعیین جلسات تمرین ومکانهای تمرین که روزانه یا هفتگی ویاحتی بطور ماهانه برنامه ریزی میشود. 2-&nbsp;&nbsp; تعیین محتوی وزمان بندی هر جلسه تمرین. 3-&nbsp;&nbsp; تعیین عامل وراثت (ژنتیک ) 4-&nbsp;&nbsp; تعیین عامل تغذیه وتعیین نوع تمرین. اصول علمی برنامه های تمرینی برای فردی که ورزش راشروع می کند ازگرم کردن شروع می کنیم بعد شدت تمرین &ndash; اضافه بار( که کم کم over lod به شخصی که مثلا کاربا وزنه را شروع می کند میدهیم.) مدت وتکرار تمرین.قدرت ودرآخرورزش ریکاوری یابرگشت به حالت اولیه یاسردکردن بدن. تاثیر تمرینات بدنی ومیزان آمادگی جسمانی برتعداد ضربان قلب شخص چه درزمان استراحت وچه درحین فعالیت کاهش یابد واین کاهش دراثر افزایش جسم ضربه ای واکسیژن مصرفی هرضربان قلب می باشد. آمادگی جسمانی یا fitness اصطلاحی عمومی است برای تعریف تغییرات پیچیده ای که دربدن ایجاد میشود. بسیاری از مردم آمادگی جسمانی راحفظ شکل ظاهری بدن می دانند .عده ای هم قدرت جسمانی را پایه واساس آمادگی جسمانی می &ndash; دانندوگروهی هم کیفیت وکارائی بدن رابرای انجام کارهای سخت وشدیدآمادگی جسمانی می دانند اما فیزیولوژیست تربیت - بدنی دکتر هربرت دوریس آمادگی جسمانی رابه 9 جزء تقسیم می کند. که عبارتند از: &nbsp; 1- قدرت stren ght&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 2- استقامت endurance 3- سرعت speed&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 4- توان power 5- انعطاف پذیری&nbsp; flexi bility&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 6- هماهنگی coor dination 7- چانکی Agility&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 8- تعادل Balance 9 &ndash; کنترل بدن Body control&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:50 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بررسي ارتباط بين ارزش ويژه برند هاي ورزشي و سطح رضايتمندي مشتريان از ديدگاه ديويد آكر</title>
<link>https://houshyarkamal.loxblog.com/بررسي-ارتباط-بين-ارزش-ويژه-برند-هاي-ورزشي-و-سطح-رضايتمندي-مشتريان-از-ديدگاه-ديويد-آكر</link>
<guid>https://houshyarkamal.loxblog.com/بررسي-ارتباط-بين-ارزش-ويژه-برند-هاي-ورزشي-و-سطح-رضايتمندي-مشتريان-از-ديدگاه-ديويد-آكر</guid>

<description><![CDATA[
امروزه ارزش ويژه برند با توجه به فعاليت هاي بازاريابي به عنوان ابزاري براي حضور در ذهن مشتريان و ايجاد دارايي معنوي به نام برند ،سبب ايجاد ديدگاه جديدي در علم بازاريابي شده است .تحقيقات مختلف نشان مي دهند كه ارزش ويژه برند&nbsp; و در درون محصول يا خدمت نيست بلكه ارزش در ذهن مشتريان بالقوه و بالفعل وجود دارد و اين نام و نشان تجاري است كه ارزش واقعي را در ذهن مشتريان تداعي مي كند (سيدين ،1390).نام تجاري در واقع خلاصه اي از فعاليت شركت است كه باعث اتصال مشتري و
شركت مي گردد.اگر يك شركت تمايل دارد كه از طريق نام تجاري خود ارتباط عميق و معني داري با مشتريان خود پيدا كند ناگزير است در جستجوي نقاط مشترك ،تمايلات و علايق واحد با آنها باشد .نام تجاري نقش مهمي را در مديريت رابطه با مشتريان در طي مدت طولاني ايفا مي كند و همچنين به عنوان ابزاري براي جلب رضايت و بالا بردن كيفيت خدمات به كار مي رود(كازراني ، 1389) . امروزه شركت ها براي علائم تجاري خود سرمايه گذاري هاي وسيع و بلند مدت&nbsp; بخصوص در زمينه هاي تبليغات ،پيشبرد فروش و بسته بندي مي كنند .آنها مي دانند كه قدرت بازارشان ناشي از ايجاد علايم تجاري محصولاتشان است و علايم تجاري قوي وفاداري مشتريان را برايشان به همراه دارد .بيان مسئله امروزه، بسیاری از سازمان&zwnj;ها به این باور رسیده&zwnj;اند که یکی از با ارزش&zwnj;ترین دارایی&zwnj;ها&zwnj;یشان، برند&nbsp; محصولات و خدمات آن&zwnj;ها است. پژوهشگران زیادی نیز به این موضوع اشاره کرده&zwnj;اند که ایجاد &zwnj;برندی قدرتمند یکی از عوامل کلیدی برای دست&zwnj;یابی به مزیت رقابتی و بقاء بلندمدت در بازار است (سانتوس&nbsp; و همکاران، 2013). در سال هاي اخير فضاي كسب و كاردر جهان شاهد تغيير و تحولات بسيارزيادي بوده است از جمله اين تغييرات مي توان به تغيير نگرش&nbsp; شركت هاي توليدي از دارايي هاي مشهود به سمت دارايي هاي نا مشهود اشاره كرد از اين رو فرآيند ارزش گذاري دارايي از اهميت زيادي براي شركت ها برخوردار است.ارزش ويژه نام تجاري از جمله دارايي هاي نا مشهود هر شركتي است كه ارزش بالايي را براي شركت ايجاد مي نمايد.امروزه در بيشتر سازمان هاي توليد كننده كالاهاي ورزشي ارزش ويژه برند به عنوان يك دارايي براي&nbsp; سازمان ها محسوب مي شود كه گردش وجوه كسب و كار را افزايش مي دهد .با توجه به اهميت روز افزون مفهوم ارزش ويژه برند از ادراك مشتريان و رضايتتمندي آنها براي مديران&nbsp; حائز اهميت است كه بتوانند ارزش ويژه برند را در سطح مشتري اندازه گيري و ارزيابي كنند(دهشتي و همكاران ، 1390). ارزش برند داری دو جز می&not;باشد، آگاهی نسبت به برند و محتوای برند. محتوای برند توسط تجربه مشتری در رابطه با سازمان تحت تاثیر قرار می&not;گیرد. برخی شاخص&not;های بانکی مانند عملیات و فعالیت خدماتی، کارکنان، محیط، مشخصه&not;ها، ارزشها، دید شخصی نسبت به تصویر برند، تهییج و تحریک احساسات توسط برند و خصوصیت ویژه برند همگی به منظور تعریف محتوای برند کاربرد دارند. آگاهی از یک برند اطلاعاتی است که برند یک سازمان از طریق تبلیغات، تسهیلات خدماتی و ظاهر ارائه دهندگان خدمات، نام سازمان و آرم ان ارائه می&not;نماید. یک منبع دیگر از آگاهی نسبت به یک برند عبارت است از ارتباطات بیرونی برند یک سازمان، شامل اطلاعاتی که مشتریان در مورد خدمت دریافت می&not;کنند، به&not;طور مثال ارتباطات شفاهی و روابط عمومی. یو و همکاران بر این باور هستند که ابعاد شخصیت انسانی می&not;تواند به منظور اندازه&not;گیری خصوصیت ویژه برند مورد استفاده قرار گیرد. وی پنج بعد را به عنوان اجزای خصوصیت ویژه برند معرفی نموده است که عبارتند از: صداقت، کاردانی، باتجربگی، شور و هیجان و مقاومت. بنا به نظر پروفسور دیوید آکر، ارزش ویژۀ برند ریشه در 4 رکن آورده شده در این مدل دارد: وفاداری: ایجاد یک تعهد قوی در خرید مجدد یا نگهداری مجدد یک کالا یا خدمت به صورت همیشگی و علیرغم تأثیرات موقعیتی و اقدامات بازاریابی که باعث تغییر رفتار می گردد. کیفیت ادراک شده: داوری و قضاوت مصرف کننده در خصوص ارجحیت و مزیت یک محصول، با توجه به هدفی که آن محصول داشته است و نسبت به سایر محصولات موجود در بازار. یکی از منابع اصلی ایجاد ارزش ویژه برای یک برند خدماتی، تجربه خدمت توسط مشتری است که در این راستا کارمندان نقش کلیدی را ایفا می&zwnj;کنند (کیمپاکورن و توکور ، 2010). مولفه هاي ارزش ويژه برند بايد بايد قادر باشند قلب و روح مخاطب خود را تسخير کند. اعتبار محصولات ورزشي به وسيله خصوصيات مختلفي از قبيل ادراک خريداران، معروفيت، خوبي وبدي، قابليت اتکا، درستکاري، معتبر بودن و...تعريف مي شود. همچنين بايد گفت مدلهاي تجاري، بر مبناي سود دهي، وابسته به ارتباطات درازمدت با مشتريان هستند. بنابراين توليدکنندگان&nbsp; دراين بخش به رضايت مندي مشتري و افزايش کيفيت خدمات به عنوان ابزار کليدي براي افزايش و حفظ مشتري تمايل دارند. این تحقیق بدنبال بررسی ارزش ويژه برندهاي ورزشي بر رضايت مشتریان می باشد. ارزش ويژه مارك تجاري مجموعه اي از دارايي هاي مارك تجاري است و به نام نمادهاي مارك تجاري نسبت داده مي شود. به همان ميزان كه براي مصرف كنندگان ارزش ايجاد مي كند مي تواند براي شركت نيز ايجاد ارزش نمايند]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:50 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تاثيرمديريت دانش فردي برمديريت خودراهبردي</title>
<link>https://houshyarkamal.loxblog.com/تاثيرمديريت-دانش-فردي-برمديريت-خودراهبردي-1</link>
<guid>https://houshyarkamal.loxblog.com/تاثيرمديريت-دانش-فردي-برمديريت-خودراهبردي-1</guid>

<description><![CDATA[
يك مدير همانگونه كه بخش هاي مختلف يك سازمان را در هماهنگي با يكديگر و در راستاي استراتژي و اهداف كلي سازمان اداره مي كند بايد بتواند سطوح مختلف خويشتن و شخصيت خود را به منظور كسب نهايت رضايت و شادي از زندگي تحت كنترل داشته باشد.برخي مديران به علت نداشتن آگاهي از شخصيت و اوانايي هاي خود در راوابط اجتماعي و سازماني دچار مشكل مي شوند.
مديري كه خود را نشناسد نمي تواند انتظارات خود را به ديگران منتقل كند وكسي كه ديگري را نمي شناسد نمي داند كه چه بايدبه او بدهد و چه از او بخواهد تا قبول طبع او واقع شود. امروزه سرمايه داران جديد سازمان ها مديران هستند و دانش به صورت منبع اصلي و كليدي ارزش آفرين و تنها منبع كمياب براي مديران مي باشد يعني مديران به طور كلي و در مجموع صاحبان ابزارهاي توليد مي باشند مديريت يادگيري خويشتن فعاليتي زمانبر است زيرا يادگيري در طول زمان رخ مي دهد و براين اساس مديري كه قادر به برنامه ريزي و مديريت صحيح يادگيري خود باشد مي تواند در عرصه و يا رقابتي جهان امروز به دستاوردهاي زيادي نائل شود. حجم دانش با سرعت زيادي در حال افزايش است و محتواي آن در حال تخصصي شدن است .امروزه مديران اطلاعات زيادي دارند ولي شيوه شناسايي دورسي&nbsp; بر اين است كه بايد مديريت دانش فردي را به عنوان مجموعه اي از مهارت هاي حل مسئله نگريست كه برخوردار از 2 عنصر منطقي يا مفهومي يا فيزيكي (دستي )هستند .اين مهارت ها براي كار موفقيت آميز لازم و ضروري هستند مهارت هاي مديريت دانش فردي را اينگونه بيان مي كند : بازيابي اطلاعات ، ارزشيابي اطلاعات،سازماندهي اطلاعات، تجزيه و تحليل اطلاعات، ارائه و انتقل اطلعات ،مشاركت و همكاري و اين مديريت دانش فردي متمركز بر بهبود بهره وري فردي مديران در محيط كاري است.مديريت دانش فردي عكس العملي نسبت به اين ايده است كه دانشگران بايد به طور فزاينده مسئول رشد و يادگيري خود باشند.مديران نيازمندند كه فرآيند و ابزاري براي توانمند سازي ارزيابي دانسته هاي موقعيتي و سپس جستجوي روش هاي تكميل شكاف هاي دانشي خود به دست آورند مديريت دانش فردي براي فعاليت هايي همچون يادگيري، كاركردن ضروري و الزامي است.ماهيت مديريت دانش فردي كمك و هدايت از افراد به منظور تركيب منابع اطلاعات .بهبود كارايي .افزايش توان رقابت پذيري فردي است.به واسطه مديريت دانش فردي افراد قادر به تبديل گونه هاي اطلاعات و به سهولت اطلاعات دردسترس به دانشي با ارزش و در نهايت سودمند براي كار و زندگي شان هستند.براي توسعه مديريت دانش فردي در سازمان بايد نگاه جامع و همه جانبه داشت و تناسب و هماهنگي ميان ابعاد مختلف از قبيل مهارت ها و شايستگي هاي فردي در شرايط مدرن فراهم شود.راهبرد چیست ؟می&zwnj;توان مدیریت راهبردی را اینگونه تعریف کرد: هنر و علم تدوین، اجراء و ارزیابی تصمیمات وظیفه&zwnj;ای چندگانه که سازمان را قادر می سازد به هدف&zwnj;های بلند مدت خود دست یابد. همانگونه که از این تعریف استنباط میشود در مدیریت راهبردی برای کسب موفقیت سازمانی بر چندین عامل تاکید می شود: هماهنگ کردن مدیریت، بازاریابی، امور مالی(حسابداری )، تولید (عملیات )، تحقیق و توسعه و سامانه های اطلاعات رایانه ای در بسیاری از دانشگاهها و دانشکده ها.مراحل مدیریت راهبردی در برگیرنده سه مرحله می شود تدوین راهبرد، اجرای راهبردها و ارزیابی راهبردها.مقصود از تدوین راهبرد: مقصود از تدوین راهبرد این است که ماموریت سازمان تعیین شود، شناسایی عواملی که در محیط خارجی، سازمان را تهدید می کنند یا فرصتهایی را بوجود می&zwnj;آورند. شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان، تعیین هدف های بلند مدت، در نظر گرفتن راهبرد های خاص جهت ادامه فعالیت.مساله هایی که در زمینه تدوین راهبرد مطرح می شوند، عبارتند از: تعیین نوع فعالیتی که سازمان می خواهد به آن بپردازد، فعالیت&not;هایی که می خواهد از آنها خارج شود، شیوه تخصیص منابع، تصمیم گیری درباره گسترش یا متنوع ساختن فعالیت ها، تصمیم گیری در مورد ورود به بازارهای بین الملل، تعیین اینکه آیا شرکت بر آنست که در شرکتهای دیگر ادغام شود یا یک مشارکت تشکیل دهد و شیوه مصون ماندن از حرکات تند رقیب که در صدد بلعیدن آن بر می&not;آیند.اجرای راهبردها:اجرای راهبردها ایجاب می کند که سازمان هدف&zwnj;های سالانه در نظر بگیرد، سیاست&not;ها را تعیین کند، در کارکنان انگیزه ایجاد نماید و منابع را به گونه&zwnj;ای تخصیص دهد که راهبرد&not;های تدوین شده به اجرا درآید. اجرای راهبردها مستلزم توسعه فرهنگی است که راهبرد&not;ها را تقویت نماید، یک ساختار اثر بخش سازمانی شالوده&zwnj;ریزی کند، تلاش&zwnj;های بازاریابی را هدایت نماید، بودجه بندی کند، سامانه اطلاعاتی به وجود آورد و از آنها استفاده نماید و سرانجام با توجه به عملکرد سازمان خدمات کارکنان را جبران نماید (بین عملکرد و جبران خدمات کارکنان رابطه&zwnj;ای معقول برقرار کند ). اغلب اجرای راهبرد&not;ها را مرحله عملی تدوین راهبردی می&zwnj;نامند. مقصود اجرای راهبرد&not;ها این است که کارکنان و مدیران بسیج شوند و راهبرد&zwnj;های تدوین شده را به مرحله عمل در آورند.ارزیابی راهبرد&zwnj;ها:در مدیریت راهبردی ارزیابی راهبردها آخرین مرحله به حساب می آید. مدیران نیاز شدید دارند که بدانند راهبردهای خاص و مورد نظر آنان در چه مرحله کارساز واقع می شوند: اصولا ارزیابی راهبردها بدین معنی است که باید در این مورد اطلاعاتی را گردآوری کرد. برای ارزیابی راهبردها سه فعالیت عمده به شرح زیر انجام می شوند:۱) بررسی عوامل داخلی و خارجی که پایه و اساس راهبرد&zwnj;های کنونی قرار گرفته&not;&zwnj;ند.۲) محاسبه و سنجش عملکردها۳) اقدامات اصلاحیبدان سبب باید راهبردها را مورد ارزیابی قرار داد که موفقیت امروز نمی تواند موفقیت فردا را تضمین نماید! موفقیت همیشه موجب بروز مسایل جدید و گوناگون می شود، سازمانی که به وضع کنونی خود بسنده نماید یا دچار نخوت و تکبر شود، محکوم به فنا خواهد بود.طبق این تعریف یک راهبرد باید سه چیز را مشخص کند۱- چه اهدافی باید محقق گردد.۲- بر روی کدام منابع، بازارها و محصول&zwnj;ها باید تمرکز نمود.۳- چگونه برای بهره برداری از فرصتهای محیطی و مواجهه با تهدیدهای محیطی به منظور کسب یک مزیت رقابتی، منابع تخصیص یابد و چه فعالیت&zwnj;هایی انجام گیرد .اصلاحات کلیدی در مدیریت راهبردی:۱- راهبردی&zwnj;ها:راهبردی&zwnj;ها افرادی هستند که مسؤل موفقیت یا شکست سازمان می باشند. راهبردی ها دارای عنوان های مختلف شغلی، مانند مدیر عامل، رییس، مالک، رییس هیات مدیره، مدیر اجرایی، کارآفرینان.پژوهشگران بر این اعتقاد هستند که راهبردی&not;ها عهده دار سه مسؤلیت اصلی هستند: ایجاد یک زمینه برای تغییر، ایجاد تعهد و احساس مالکیت و ایجاد توازن ثبات و نوآوریبیانیه&zwnj;های ماموریت:بیانیه های ماموریت، سندی که یک سازمان را از سایر سازمان&zwnj;های مشابه متمایز می نماید. ماموریت سازمان نشان دهندة طیف فعالیت، از نظر محصول و بازار می شود. در بیانیه ماموریت پرسشی که پیش روی همة راهبردی&zwnj;ها وجود دارد مطرح می شود یعنی:&rdquo; ما به چه کاری مشغول هستیم ؟ &rdquo; یک رسالت بیانگر ارزش و اولویت های یک سازمان است. ماموریت یا رسالت باعث می&not;شود که راهبردی&zwnj;ها در باره ماهیت و دامنه فعالیت های کنونی سازمان بیندیشند و نیز جذابیت&zwnj;های بالقوه بازارها و فعالیت&zwnj;های آن را مورد ارزیابی قرار دهند. رسالت یا ماموریت سازمان نموداری است که مسیر آینده سازمان را مشخص می نماید.０-&nbsp;&nbsp;&nbsp; فرصت&zwnj;ها و تهدیدهای خارجی:１-&nbsp;&nbsp;&nbsp; مقصود رویدادها و روندهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، بوم شناسی، محیطی، سیاسی قانونی، دولتی، فنّاوری و رقابتی است که می توانند به میزان زیادی در آینده به سازمان منفعت یا زیان برسانند. فرصتها و تهدیدها به میزان زیادی خارج از کنترل یک سازمان است از این رو از واژه خارجی استفاده می کنند. اصل اساسی مدیریت راهبردی این است که سازمان باید برای بهره جستن از فرصت&zwnj;های خارجی و پرهیز از اثرات ناشی از تهدیدات خارجی یا کاهش دادن آنها درصدد تدوین راهبرد&zwnj;هایی برآیند. بدین دلیل شناسایی نظارت و ارزیابی فرصت&zwnj;ها و تهدیدات خارجی می توانند موفقیت سازمان را تضمین نمایند.۴-نقاط قوت و ضعف داخلی:در زمره فعالیتهای قابل کنترل سازمان قرار می&zwnj;گیرند که سازمان آنها را به شیوه&zwnj;ای بسیار عالی یا بسیار ضعیف انجام می دهد. یکی از فعالیت&zwnj;های اصلی و ضروری مدیریت راهبردی این است که نقاط قوت و ضعف دوایر و واحدهای سازمان را شناسایی و آنها را ارزیابی می کند. سازمان می&not;کوشد راهبرد&zwnj;های را به اجراء در آورند که نقاط قوت داخلی تقویت شود و نقاط ضعف&zwnj;های داخلی برطرف گردد یا بهبود یابد.5- هدف&zwnj;های بلند مدت:می&not;توان هدفهای بلند مدت را به صورت نتیجه&not;های خاصی که سازمان می&not;کوشد در تامین ماموریت خود به دست آورد تعریف کرد. مقصود از دوره بلند مدت، دوره&not;ای است که بیش از یک سال باشد. از آن نظر این هدف&not;ها برای موفقیت سازمان لازم و ضروری هستند که تعیین کننده مسیر سازمان می&not;باشد. آنها به سازمان کمک می&not;کند ارزیابی را انجام دهد، هم&zwnj;افزایی کند، اولویت&not;ها را تعیین نماید، امور را هماهنگ کند و برای برنامه ریزی سازماندهی، ایجاد انگیزه در کارکنان و کنترل فعالیت&not;های سازمان به شیوه&zwnj;ای اثر بخش عمل نماید. هدف&not;های بلند مدت می&zwnj;توانند چالش&not;گر، قابل سنجش، باثبات، معقول و روشن باشند.۶-راهبردها:راهبردها ابزاری هستند که سازمان می تواند بدان وسیله به هدف&zwnj;های بلند مدت خود دست یابد. راهبردهای سازمان میتوانند به صورت گسترش دادن فعالیت در سطح جغرافیایی، تنوع بخشیدن به فعالیتها، کاهش هزینه ها، تفویض بسیاری از اختیارات باشد.۷-هدف سالانه:هدفهای کوتاه مدت هدفهایی هستند که سازمان برای رسیدن به هدف&not;های بلند مدت باید به آنها دست یابد. هدف&zwnj;های سالانه، مانند هدف&not;های بلند مدت، باید قابل سنجش، به صورت کمی، چالشگر، واقعی، سازگار با سایر هدف&zwnj;ها و اولویت بندی شده باشند.۸-سیاست&zwnj;ها:سیاست ابزاری است که بدان وسیله می توان به هدف&zwnj;های سالانه دست یافت. مقصود از سیاست، رهنمودها، مقررات و رویه&zwnj;هایی است که سازمان برای دستیابی به هدف&zwnj;های اعلان شده رعایت می کند. هنگام تصمیم گیری از سیاست&zwnj;ها به عنوان رهنمود استفاده می شود و همچنین سیاست&zwnj;ها تعیین کننده شرایط روزمره و تکراری سازمان می باشند.مدیریت راهبردی چیست ؟تصمیمات و فعالیت&zwnj;های یکپارچه در جهت توسعه راهبرد مؤثر، اجراء و کنترل نتایج آنهاست. بنابراین مدیریت فعالیت&zwnj;های مربوط به بررسی، ارزشیابی و انتخاب راهبرد&not;ها، اتخاذ هرگونه تدابیر درونی و بیرونی سازمانی برای اجرای اینراهبرد&not;ها و در نهایت کنترل فعالیت&zwnj;های انجام شده را در بر می&not;گیرد.ضرورتهای استفاده از مدیریت راهبردی در چیست ؟با نگاهی دقیق به مفهوم راهبردی می&not;توان به ضرورت استفاده از آن پی برد. با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و پیچیده شدن تصمیمات سازمانی، لزوم بکارگیری برنامه&zwnj;ای جامع برای مواجه با اینگونه مسایل بیش از گذشته ملموس می&not;شود. این برنامه چیزی جز برنامه راهبردی نیست. مدیرت راهبردی با تکیه بر ذهنیتی پویا، آینده نگر، جامع نگر و اقتضایی راه حل بسیاری از مسایل سازمانهای امروزی است. پایه مدیریت راهبردی بر اساس میزان درکی است که مدیران از سازمانهای رقیب، بازارها، قیمتها، عرضه کنندگان مواد اولیه، توزیع کنندگان، دولت&zwnj;ها، بستانکاران، سهامداران و مشتریان که در سراسر دنیا پراکنده&zwnj;اند و این عوامل تعیین کنندگان موفقیت جاری در دنیای امروز است. پس یکی از مهمترین ابزارهای که سازمان&zwnj;ها برای حصول موفقیت در آینده می توانند از آن بهره گیرند مدیریت راهبردی خواهد بود.مزایای بکارگیری مدیریت راهبردی:مدیریت راهبردی به سازمان این امکان را می&not;دهد که به شیوه&zwnj;ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث می&not;شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت&zwnj;هایش به گونه&zwnj;ای در آید که اعمال نفوذ نماید، ( نه اینکه تنها در برابر کنش ها، واکنش نشان دهد ) و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل در آورد. از نظر تاریخی، مزیت اصلی مدیریت راهبردی این بوده که به سازمان کمک کند تا از مجرای استفاده نمودن از روش منظم تر، معقولتر و منطقی تر راه&zwnj;ها یا گزینه&zwnj;های راهبردی را انتخاب نماید و بدین گونه راهبرد&zwnj;های بهتری را تدوین نماید. تردیدی نیست که این یکی از منافع اصلی مدیریت راهبردی است ولی نتیجه تحقیقات کنونی نشان می دهد که این فرآیند می&not;تواند در مدیریت راهبردی&nbsp; نقش مهم تری ایفا کند. مدیران و کارکنان از طریق در گیر شدن در این فرآیند خود را متعهد به حمایت از سازمان می&zwnj;نمایند و یکی دیگر از مهمترین منافع مدیریت راهبردی این است که موجب تفاهم و تعهد هر چه بیشتر مدیران و کارکنان می-شود. یکی از منافع بزرگ مدیریت این است که موجب تفاهم و تعهد هرچه بیشتر مدیران و کارکنان می شود. یکی از منافع بزرگ مدیریت راهبردی این است که موجب فرصتی می&zwnj;شود تا به کارکنان تفویض اختیار شود. تفویض اختیار عملی است که به وسیله آن کارکنان تشویق و ترغیب می شوند در فرآیندهای تصمیم گیری مشارکت کنند. خلاقیت، نوآوری و خیال پردازی را تمرین نمایند و بدین گونه اثر بخشی آنان افزایش خواهد یافت.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:17:50 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

